تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
صغار : ( به فتح صاد ) ذلت و خوارى ، اصل آن صغر به معنى كوچكى است . يشرح : شرح : وسعت دادن « شرح الشيء : وسعه » ،
يَشْرَحْ صَدْرَهُ
يعنى به سينه‌اش وسعت مىدهد . ضيق : ضيق : تنگى . « الضيق : ضد السعه » ضيق : تنگ . حرجا : ( بر وزن شرف ) تنگى و تنگ . اصل آن محل جمع شدن شىء است كه از آن تنگى به نظر آمده لذا به تنگى و گناه حرج گفته‌اند ، حرج به معنى تنگتر نيز آيد مراد از آن در آيه معناى دوم است . يصعد : صعد و صعود : بالا رفتن . يصعد در اصل يتصعد از باب تفعل است و دلالت بر تكلف و سختى دارد يعنى : به سختى بالا مىرود . رجس : پليد . هر چيز تنفر آور . يذكرون : در اصل يتذكرون است از باب تفعل . « يذكرون » پند مىگيرند بيدار مىشوند . دار السلام : خانهء سلامت . مراد از آن بهشت موعود است .

شرحها

در اين آيات روشن شده كه انسان به حكم مرده‌اى است كه با نور ايمان زنده مىشود و گرنه در ظلمات جهل خواهد ماند ، مترفين و طاغوتها سبب فساد جامعه هستند و در مقابل پيامبران و راهنمايان توحيد صف‌آرايى مىكنند ، آنها مىخواهند كه به جاى پيامبران باشند با آنكه خدا بهتر مىداند چه كسى لياقت پيغمبرى دارد و نيز روشن شده : اگر خدا بخواهد كسى را هدايت كند سينه‌اش
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 305 | على اكبر قرشى بنابى