صغار : ( به فتح صاد ) ذلت و خوارى ، اصل آن صغر به معنى كوچكى است .
يشرح : شرح : وسعت دادن « شرح الشيء : وسعه » ،
يَشْرَحْ صَدْرَهُ
يعنى به سينهاش وسعت مىدهد .
ضيق : ضيق : تنگى . « الضيق : ضد السعه » ضيق : تنگ .
حرجا : ( بر وزن شرف ) تنگى و تنگ . اصل آن محل جمع شدن شىء است كه از آن تنگى به نظر آمده لذا به تنگى و گناه حرج گفتهاند ، حرج به معنى تنگتر نيز آيد مراد از آن در آيه معناى دوم است .
يصعد : صعد و صعود : بالا رفتن . يصعد در اصل يتصعد از باب تفعل است و دلالت بر تكلف و سختى دارد يعنى : به سختى بالا مىرود .
رجس : پليد . هر چيز تنفر آور .
يذكرون : در اصل يتذكرون است از باب تفعل . « يذكرون » پند مىگيرند بيدار مىشوند .
دار السلام : خانهء سلامت . مراد از آن بهشت موعود است .
شرحها
در اين آيات روشن شده كه انسان به حكم مردهاى است كه با نور ايمان زنده مىشود و گرنه در ظلمات جهل خواهد ماند ، مترفين و طاغوتها سبب فساد جامعه هستند و در مقابل پيامبران و راهنمايان توحيد صفآرايى مىكنند ، آنها مىخواهند كه به جاى پيامبران باشند با آنكه خدا بهتر مىداند چه كسى لياقت پيغمبرى دارد و نيز روشن شده : اگر خدا بخواهد كسى را هدايت كند سينهاش