تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
به لفظ
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ
ذكر شده است ، يعنى خدا در گذشته محرمات را براى شما بيان كرده است و آنچه نام خدا بر آن برده شده از محرمات نيست پس چه شده كه از آن نخوريد ؟
وَ إِنَّ كَثِيراً . . .
اشاره به گفته مشركان است كه مىگفتند : چرا از آنچه خود كشته‌ايد مىخوريد و از آنچه خدا كشته است نمىخوريد ؟ آيه مىگويد : آنها ندانسته مىخواهند شما را به ضلالت در كشند ، خدا مىداند كه آنها متجاوز مىباشند . 120 -
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ
. ظاهر و باطن هر دو وصف هستند كه به موصوف اضافه شده‌اند يعنى گناه آشكار و گناه پنهان ، اين آيه يك حكم كلّى است دربارهء اجتناب از همه گناهان
إِنَّ الَّذِينَ . . .
روشن مىكند كه مجازات جرم حتمى است چون اين آيه مقدمهء آيهء بعدى است چنين به نظر مىآيد مراد از گناه آن است كه گناه بودنش معلوم است مثل ظلم و افساد و منظور از گناه باطن آنست كه گناه بودنش آشكار نيست و احتياج به بيان خدا و رسول دارد مثل نخوردن از آنچه نام خدا بر آن ياد نشده است و گرنه انسان فكر مىكند گفتن نام خدا و نگفتن در حليت و حرمت چه اثرى دارد « 1 » . 121 -
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ
. اگر ضمير « انه » راجع به « ما . . . » باشد معلوم مىشود در اين گونه ذبيحه يك ناپاكى غير محسوس وجود دارد و اگر راجع به اكل باشد منظور آن است كه اين اكل خروج از راه حق است .
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ
مشركان به مؤمنان
هامش
( 1 ) با استفاده از الميزان .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 301 | على اكبر قرشى بنابى