آنكه : انسان پيوسته مىخواهد منافع را به سوى خود جلب كند و ضررها را از خود كنار نمايد ، وانگهى انسان از روز اول احساس كرده كه خود به تنهايى قادر به اين دو چيز نيست لذا خواسته به قدرتى تكيه كند تا او را در جلب منفعت و دفع ضرر يارى نمايد . و از همين راه است كه بشر به موجودات طبيعى رو آورده و سپس آنها را پرستش كرده است .
بت پرستى يكى از بدبختىهاى بشر است اما مىفهماند كه پرستش خدا فطرى انسان است اگر خدا را نيافت سنگ و چوب را خواهد پرستيد چون احساس مىكند بتنهايى قدرت جلب و دفع را ندارد ، اين آيات و آيات بعدى ميگويد : گمشدهء انسان ، خدا است ، آنكه براى جبران كمبودهاى خود موجودات را پرستش مىكند به سوى خدا روى آورد كه مالك موجودات ، او است و او
يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ
است يعنى مىدهد و او نقصان و احتياج ندارد .
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
.
مراد اولين مسلمان از امت خود بدين خودش است يعنى مامورم اولين قدم را خودم بردارم و براى ديگران الگو باشم
وَ لا تَكُونَنَّ . . .
تأكيد جملهء فوق است .
15 -
قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
.
روشن مىشود كه مشرك زيستن عذاب اخروى دارد و در آن همه يكسانند پيغمبر باشد يا غير او .
16 -
مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ
.
آيهء بالا راجع به پيغمبر بود ، ولى اين آيه شامل عموم و در عين حال بركنارى عذاب را نجات بزرگى مىخواند و روشن مىكند كه رحمت خدا در