تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و لجاجت بودند . علّت دشمن بودن و مهربان بودن دو گروه همين است . 83 -
وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ
. وصف نصاراى غير مستكبر است چون به قرآن گوش مىدادند چشمشان پر از اشك مىشد و مىدانستند كه آن كلام خداست » .
يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ
. بعد از شنيدن قرآن دعايشان اين بود . 84 -
وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ
. تتمهء كلام آنهاست
أَنْ يُدْخِلَنا
يعنى ما را داخل بهشت كند ، روايت شده : آن گاه كه جعفر بن ابى طالب با مهاجرين از حبشه به مدينه برگشت هفتاد نفر با خود آورده بود ، شصت و دو نفر از حبشه و هشت نفر از شام از جمله بحيراء راهب رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله سورهء يس را بر آنان خواند ، آنان بگريه افتاده و ايمان آوردند و گفتند : اين سخنان چه شبيه است بر آنچه به عيسى نازل مىشد ، خدا در حق آنها اين آيات را نازل كرد « 1 » در صافى در ذيل قضيه افزوده : چون آنها به حبشه برگشتند آيات را بر نجاشى خواندند ، او و كشيشان از شنيدن آيات گريستند ، نجاشى ايمان آورد و لكن به اهل حبشه اظهار نكرد . 85 -
فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ
.
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » در آنجا داستان مفصل رفتن جعفر و يارانش پيش نجاشى نقل شده كه بسيار آموزنده است .