يعنى به جاى دوست داشتن اهل توحيد ، كفّار و مشركان را دوست مىدارند چه دليلى بر اعتداء و تجاوز بالاتر از اين ، اين موالات كفّار بد اندوختهاى است براى آنها
أَنْ سَخِطَ . . .
بيان « ما قدمت » است جزاى عمل در جاى عمل گذاشته شده است يعنى كيفر موالات غضب خدا و خلود در آتش است .
81 -
وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ وَ لكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ
.
علت موالات كفار عدم ايمان به خدا و پيامبران و قرآن بود ، اگر فرشته رود ، ديو جايگزين آن مىشود ، ايمان به خدا و . . . آنها را از موالات كفار باز مىداشت ولى فسق و خروج از طاعت و اعتدال طبع ، مانع از آن بود .
82 -
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى
.
پس از بررسى انحرافهاى يهود و نصارى در اين آيه نسبت آنها به مسلمين بيان شده است و آن اينكه يهود و مشركان دشمنترين مردم به اهل اسلام ، و نصارى مهربانترين مردم به آنها مىباشند .
ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
.
علّت مهربانى آنها دو چيز است : اول اينكه علماء و زهاد آنها را نصيحت و هدايت مىكردند .
دوم : اينكه متكبر و سركش نبودند شخص اگر گرفتار سركشى و خودپسندى نباشد حقائق را مىگويد و مىپذيرد .
يهود نيز علماء داشتند ولى هم يهود و هم علماء آنها گرفتار خودپسندى