مغانم : جهت كه مال دنيا خود نمايى مىكند .
مغانم : غنيمت : فائده اعم از غنيمت جنگى و غير آن مغانم جمع مغنم به معنى غنيمت است .
شرحها
در اين آيات احكامى چند دربارهء قتل نفس و آدم كشى بيان شده و در آيهء اخير دستور داده شده : چون براى جنگ خارج شديد در شناختن دشمن تحقيق كنيد و بدون تحقيق و براى غنيمت كسى را نكشيد .
92 -
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً
.
در شأن نزول آيه آمده : عياش بن ابى ربيعه برادر مادرى ابو جهل مسلمان شده سپس مسلمانى را بى آنكه بداند مسلمان است كشت ، نام مقتول حارث بن يزيد بوده ، « ما » براى نفى اقتضاء است يعنى در خور شأن هيچ مؤمنى نيست كه مؤمنى را بكشد مگر از روى اشتباه
وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا
يعنى اگر كسى مؤمنى را از روى اشتباه بكشد بايد بردهاى آزاد كند و خونبهاى مقتول را باهل او بدهد مگر آنكه عفو كنند و خونبها نخواهند ، عفو آنها صدقه ناميده شده زيرا آن كار خوبى است و هر كار خوب صدقه است « كل معروف صدقه » بنا بر روايات قتل خطايى دو گونه است يكى خطاى محض ، مثل آنكه سنگى بپرندهاى مىانداخت اتفاقا انسانى كشته شد ، ديگرى شبيه عمد و آن اينكه مىخواست كسى را تنبيه كند اتفاقا كشته شد . در اولى خونبها بر عهدهء اقوام پدرى قاتل ( عاقله ) است و در دومى بر عهدهء خودش .
در قتل خطاء يك برده را آزاد مىكند تا جاى كشته شده را پر كند ، معلوم مىشود كه قرآن برده را مرده مىداند ، از طرف ديگر چون به خانوادهء مقتول صدمه