و اگر بنا باشد خدا بفوريت در مقابل عمل ، بنده را مؤاخذه كند مصداق اين آيه مىشود :
وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ
نحل / 61 .
179 -
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
.
مراد از « انتم » ظاهرا مسلمانان هستند كه با منافقان و سست ايمانها مختلط شده بودند يعنى : سنت و طريقهء خدا آن نبوده ( يا آن نيست ) كه مؤمنان را با منافقان و ضعيفان مختلط بگذارد و به اسلام قولى كفايت كند بلكه بايد فراز و نشيبها بيايد و مردم با عمل آزمايش شوند تا همه به ميزان عمل و لياقت خود ، پاداش و كيفر به بينند و پاك و ناپاك از هم شناخته گردد . در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينكه : چه مىشد خدا پاك و ناپاك را بدون امتحان عملى بوسيلهء علم غيب شناخته مىكرد ؟ در جواب فرموده :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ
كار خدا اين نبوده كه شما را به غيب مطلع گرداند بلكه راهش همان ميدان عمل است چون كيفرها و پاداشها در مقابل عمل مىباشد ، علم غيبى بدون عمل در كيفر و پاداش دخلى ندارد .
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ
ظاهرا جمله معترضه است ، يعنى خدا براى دانستن غيب فقط از پيامبران خود انتخاب مىكند
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
جن / 26 .
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ
.
پس به خدا و پيامبرانش در آنچه امر و نهى مىكنند تسليم شويد كه در صورت ايمان و تقوى پاداش بزرگى در انتظار شماست .
نكتهها
امتحان : امتحان در واقع ، پياده شدن افكار و عقائد در ميدان عمل است ، اگر بنا باشد كه انسان پاداش يا كيفر بيند و تعالى