تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
است ، زخم را قرح گويند كه درد خالص دارد . حسبنا : يعنى كافى است و بس است براى ما . آن در اصل به معنى حساب است چون كفايت را به حساب حاجت است . سوء : بلاء و ناگوارى است . ذلكم : همان ذلك است كه نسبت به طرف خطاب ذلكما و ذلكم گفته مىشود .

شرحها

پس از آنكه ابو سفيان با ياران خود از « احد » باز گشتند به محلّى به نام « روحا » « 1 » رسيدند در آنجا از بازگشتن پشيمان شده و يكديگر را ملامت كردند : اين چه كارى است نه محمّد را كشتيد و نه دختران مدينه را باسارت گرفتيد ! ! ياران محمّد را كشتيد و آن گاه كه عدهء كمى از آنها باقى ماند دست از كشتار كشيديد . بر گرديد تا باقى مانده را از بين ببريد . اين خبر به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رسيد ، آن حضرت خواست دشمن را بترساند ، يارانش را به تعقيب ابو سفيان خواند و منادى آن حضرت اعلام كرد ، فقط كسانى مىتوانند در اين كار شركت كنند كه ديروز در ميدان « احد » حاضر بوده‌اند ، هفتاد نفر با آن حضرت از مدينه خارج شده و در هشت ميلى مدينه به محلّى بنام « حمراء الاسد » رسيدند كه يكى از بازارهاى عرب بود . عده‌اى از ياران آن حضرت زخمى بودند ولى با آن حال به تعقيب دشمن خارج شدند ، در آنجا يكى از مشركان بنام « معبد خزاعى » به خدمت آن حضرت رسيد ، قبيلهء خزاعه مسلمان و مشرك همه طرفدار آن حضرت بودند ، معبد به آن حضرت گفت : شكست شما در « احد » بر ما ناگوار بود ، آن گاه به طرف روحاء حركت كرد ، ديد ابو سفيان با يارانش قصد برگشتن به مدينه را دارند ، ابو سفيان چون
هامش
( 1 ) محلى بود در راه مكه كه از مدينه 40 يا 36 ميل فاصله داشت .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 231 | على اكبر قرشى بنابى