يعنى آنها كه در تعقيب دشمن ، دعوت خدا و رسول را قبول كردند ، و آن بعد از شكستى بود كه ديده بودند ، لفظ « للَّه » حاكى است كه دستور تعقيب به آن حضرت وحى شده بود ، « 1 »
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا . . . .
نشان مىدهد كه صرف اجابت و خارج شدن كافى نيست بلكه اين دو وصف نيز لازم است ، اين از ملاحظات عجيب قرآن است كه هيچگاه هدف خدايى را فراموش نمىكند .
173 -
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
مراد از « الذين »
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا
در آيهء سابق است ، مراد از « الناس » دوم ، لشگريان ابو سفيان و از « الناس » اول جاسوسان مشركين و منافقان يا قافلهء « عبد قيس » است كه در حمراء الاسد به مسلمانان گفتند : ابو سفيان و لشگريانش خودشان را براى برگشتن به مدينه آماده كرده از آنها بترسيد ، اين سخن ايمان مسلمانان را افزود ، ظاهرا افزون شدن ايمان بدان علّت بود كه گفتهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عملا ثابت شد كه ابو سفيان چنان نظرى داشته است . بهر حال آنها بيمى به خود راه ندادند و گفتند : خدا ما را بس و او بهترين كار ساز است .
اگر آيات راجع به جريان « بدر » صغرى باشد مراد از « الناس » اول ، نعيم بن مسعود اشجعى است كه در نقل قصهء آن روشن گرديد . در مجمع البيان آن را به امام صادق و امام باقر عليهما السّلام نسبت داده است .
174 -
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ
شايد مراد از « نعمة » زيادت ايمان و از « فضل » غلبه و برترى باشد يعنى با مزيد ايمان و غلبه بر دشمن به شهر خود باز گشتند با آنكه ناگوارى به آنها نرسيد و در اين خارج شدن ، از رضاى خدا پيروى كردند
وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ
در
هامش
( 1 ) چنان كه در صافى از تفسير قمى نقل شده است .