به اين حدّ نيستند بايد بمضمون آنها ايمان آورد و حقيقت آنها را موكول به خدا كرد در اينجا بايد چند مسئله مورد توجه قرار گيرد .
اول : ظهور آيه مىرساند كه متشابهات تا آخر متشابه و مبهم خواهند ماند و اگر منظور اين باشد كه متشابهات با مراجعه به آيات ديگر يا به روايات ، از محكمات مىشوند ديگر تقسيم آيات به دو بخش محكم و متشابه مفهومى نخواهد داشت ، بلكه لازم بود كه گفته شود : اكثر قرآن محكمات است ، مقدارى هم متشابه و مبهم است كه فهم آنها احتياج بآيات ديگر و روايات دارد و ديگر معنى نداشت كه راسخون در مقام تسليم بگويند :
آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
بلكه خود اين تسليم شدن و آيهء
مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
حاكى است كه آيات متشابه پيوسته متشابه خواهند بود ، در اينجا عين كلمات أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را در اين زمينه مىآوريم ، آن حضرت در جواب كسى كه از او خواست خدا را توصيف كند فرمود :
« و اعلم يا عبد اللَّه : ان الراسخين فى العلم هم الذين اغنا هم اللَّه عن الاقتحام على السدد المضروبة دون الغيوب اقرارا بجهل ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب فقالوا
آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
و قد مدح اللَّه اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما و سمّى تركهم التعمّق فيما لم يكلّفهم البحث عنه ( عن كهنه - خ ل ) رسوخا » « 1 » .
يعنى : بدان اى بندهء خدا راسخون در علم كسانى هستند كه خدا بىنيازشان كرده از داخل شدن به درهايى كه درهاى غيوب ناميده ميشوند ، آنها اقرار مىكنند كه تفسير آن غيبهاى مستور را نمىدانند لذا در مقام عجز گفتهاند :
آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
خداوند در مقابل اين اعتراف آنها را مدح فرموده و عملشان را در ترك
هامش
( 1 ) - تفسير عياشى . اين سخنان در نهج البلاغه در خطبهء اشباح ( خطبه 90 ) نيز آمده است .