پروردگارشان است ، نه ترسى دارند و نه محزون مىشوند .
كلمهها
طيبات : طيب به معنى دلچسب و خوشآيند ، جمع آن طيبات است .
تيمموا : تيمم و تأمم به معنى قصد است .
خبيث : پليد ، ناپاك ، پست « خبث خبثا : ضد طاب » .
تغمضوا : غمض و اغماض به معنى چشمپوشى و تساهل است ، و در اصل به معنى چشم بهم گذاشتن مىباشد .
حميد : پسنديده ، از اسماء حسنى است .
فقر : نادارى حاجت . آن در اصل از فقار ( ستون فقرات ) است ، احتياج را از آن فقر گفتهاند كه بمنزلهء شكسته شدن ستون فقرات است .
فحشاء : كار بسيار بد ( بقره / 169 ) .
فضل : زيادت . در قرآن مجيد به معنى برترى و احسان و عطيه به كار رفته است .
واسع : واسع الرحمة وسعت بخش « وسع اللَّه عليه رزقه : بسط و كثره » اقرب الموارد .
الحكمة : درك بينش .
نفقه : آنچه خرج مىشود ( اسم مصدر است ) .
فنعما هي : آن در اصل « نعم ماهى » يعنى خوب چيزى است آن صدقات « ما » تميز « نعم » است .
يكفر : تكفير در اصل به معنى پوشاندن ، مراد از آن بخشودن گناه است .
سيئاتكم : سوء ( بضم سين ) بد ، و به فتح آن به معنى بدى است . سيئه مؤنث سىء به معنى بد و بدى آور و محزون كننده است در قرآن اغلب