تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
پروردگارشان است ، نه ترسى دارند و نه محزون مىشوند .

كلمه‌ها

طيبات : طيب به معنى دلچسب و خوش‌آيند ، جمع آن طيبات است . تيمموا : تيمم و تأمم به معنى قصد است . خبيث : پليد ، ناپاك ، پست « خبث خبثا : ضد طاب » . تغمضوا : غمض و اغماض به معنى چشم‌پوشى و تساهل است ، و در اصل به معنى چشم بهم گذاشتن مىباشد . حميد : پسنديده ، از اسماء حسنى است . فقر : نادارى حاجت . آن در اصل از فقار ( ستون فقرات ) است ، احتياج را از آن فقر گفته‌اند كه بمنزلهء شكسته شدن ستون فقرات است . فحشاء : كار بسيار بد ( بقره / 169 ) . فضل : زيادت . در قرآن مجيد به معنى برترى و احسان و عطيه به كار رفته است . واسع : واسع الرحمة وسعت بخش « وسع اللَّه عليه رزقه : بسط و كثره » اقرب الموارد . الحكمة : درك بينش . نفقه : آنچه خرج مىشود ( اسم مصدر است ) . فنعما هي : آن در اصل « نعم ماهى » يعنى خوب چيزى است آن صدقات « ما » تميز « نعم » است . يكفر : تكفير در اصل به معنى پوشاندن ، مراد از آن بخشودن گناه است . سيئاتكم : سوء ( بضم سين ) بد ، و به فتح آن به معنى بدى است . سيئه مؤنث سىء به معنى بد و بدى آور و محزون كننده است در قرآن اغلب