دادهايد چيزى بگيريد مگر آنكه زن و شوهر بترسند كه حدود به پا ندارند و اگر بترسيد كه حدود الهى را به پا ندارند ، مانعى بر آن دو نيست در آنچه زن بپردازد ( و طلاق بگيرد ) اينها حدود خداست از آن تجاوز نكنيد ، هر كس از حدود خدا تجاوز كند آنها ستمكارانند .
230 - پس اگر ( بار سوم ) طلاق بدهد ، زن بر او حلال نخواهد بود تا با مردى غير از وى ازدواج كند ، و اگر دومى او را طلاق دهد ، بر آن دو مانعى نيست كه به همديگر بازگردند اگر گمان كنند كه حدود خدا به پا مىدارند ، اينها حدود خداست بر كسانى كه آگاهند بيان مىكند .
كلمهها
يتربصن : تربص : منتظر ماندن و انتظار كشيدن ، اصل آن ربص به معنى انتظار است .
قروء : جمع قرء . اصل آن به معنى جمع كردن است . در اصطلاح بر طهر و حيض هر دو اطلاق مىشود : به قولى آن از اضداد است ، مراد از آن در بيان اهل بيت عليهم السّلام طهر است ( قاموس قرآن ) .
ارحام : جمع رحم ، محل رشد جنين در شكم زن و غيره .
بعولتهن : بعل به معنى شوهر ، جمع آن بعوله است .
امساك : مسك و امساك به معنى نگاه داشتن است .
معروف : شناخته شده . كار خوب . بقره / 177 .
تسريح : سرح و تسريح هر دو به معنى رها كردن است .
حدود : مرزها . مفرد آن حد است .
تنكح : نكاح به معنى زن گرفتن و ازدواج است ، به معنى جماع نيز آيد .
آيا اصل آن مقاربت است يا عقد ، رجوع شود به قاموس قرآن ( نكح ) .