وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
.
در قاموس قرآن از ارباب لغت و تفسير نقل شده كه هر گاه بعد از « هل » حرف « الا » آيد ، آن به معنى نفى و در جاى « ماء » نافيه است . يعنى آنان منتظر نيستند مگر اينكه . . . از طرف ديگر مىدانيم كه خدا جسم نيست و براى او مكانى نيست تا از جايى به جايى آيد بلكه او ثابت و در همه جا هست
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
شورى / 11 پس مراد از اين آيه و آيهء :
جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا
فجر / 22 و آيات ديگر آمدن فرمان خدا و عذاب خدا است ، و چون اين پيش آمد نوعى از تجلى خدا است جا دارد كه با آمدن خدا تعبير شود « 1 » .
مراد از « ظلل غمام » ابرهاى حامل عذاب است مثل
فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ
شعراء / 189 جمله
وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
حاكى است كه اين وعده را بعيد نشماريد كه كارها بدست خدا و در اختيار خداست و نيز به نظر مىآيد كه عذاب دنيا منظور است .
بهر حال اين آيه دلالت بر يأس دارد و اينكه به دستور اتحاد و هماهنگى كم توجه خواهند كرد و گرفتار خواهند شد ، « قضى الامر » به معنى استقبال است و نظير آن در قرآن بسيار مىباشد .
211 -
سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ كَمْ آتَيْناهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَ مَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ . . .
.
در اين آيه ماجراى بنى اسرائيل ، شاهد آورده شده كه به آيات و توصيههاى خدا عمل نكرده و گرفتار شدند ، اين قرينه است كه مراد از عذاب در آيه قبل ، عذاب دنيوى است .
هامش
( 1 ) - در تفسير برهان از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه نقل شده كه مراد آمدن امر پروردگار است .