[ سوره العاديات ( 100 ) : آيه 6 ]
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ( 6 )
كنود كفور است يعنى كفران نعمت مىكند بسيار . و اين آيه جواب قسم است كه خداوند به اين قسمها قسم ياد مىكند كه طبيعت انسان اين است كه اگر مصائبى به او متوجه شد داد و فريادش بلند مىشود و اما نعمتهاى الهى را فراموش مىكند و مستور ميدارد كه ميفرمايد :
الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً
معارج آيه 19 الى 21 . كنود انكار نعمت مىكند و زمين كنده زمينى است كه كشت در او نميشود و چيزى در او روئيده نميشود ، و يكى از درهاى مسجد كوفه باب كنده است كه رو به قبله است ، و گفتند : جماعتى از كنده آمده بودند كوفه و منازل آنها در مقابل اين باب بود لذا بنام آنها ناميده شد ، و بعضى گفتند : كنود عاصى است معصيت كار و حديثى از پيغمبر ( ص ) نقل ميكنند كه فرمود باصحاب :
( أ تدرون من الكنود ؟
قالوا : اللَّه و رسوله اعلم . قال : الكنود الذى يأكل وحده و يمنع رفده و يضرب عبده )
و بعضى گفتند : كنود كسى را گويند كه : لا يعطى فى النائبة مع قومه ، و بعضى گفتند :
قليل الخير است .
[ سوره العاديات ( 100 ) : آيه 7 ]
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ ( 7 )
بعضى گفتند : مرجع انه خداى متعال است يعنى خدا بر كنود بودن او شاهد است ، و بعضى گفتند : مرجع انسان است كه فرداى قيامت بر كنود بودن خود شهادت ميدهد چنانچه ميفرمايد :
حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
فصلت آيه 20 . و ميفرمايد :
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
ملك آيه 11 . بعضى گفتند : در همين دنيا خود انسان شهادت ميدهد بر كنود بودن خود كه نعم الهى را ذكر نميكند مگر قليلى و بلاها و مصائب را همه جا مكرر در مكرر ذكر مىكند .
اقول : هم خود انسان هم در دنيا و هم در آخرت شهادت بر كفر و كنود بودن خود ميدهد و هم پروردگارش شاهد است و كلمه لربه تاب هر دو را دارد كه مرجع مضاف باشد رب يا مضاف اليها لربه بعلاوه شهود قيامت بسيارند و مكرر ذكر شده