را با چهار هزار لشكر فرستاد و دستور داد كه اول آنها را دعوت باسلام كند و اگر نپذيرفتند با آنها جنگ كند و جهاد كند ، ابا بكر با اين چهار هزار حركت كردند چون مقابل آنها رسيدند دويست نفر از آنها آمدند مقابل ابى بكر و گفتند : چه مقصد داريد ؟
ابى بكر مقصد خود را بيان كرد آنها گفتند : ما بواسطهء رحميت و رفاقت كه با شما داشتيم با شما و مسلمين كارى نداريم فقط مقصد ما كشتن پيغمبر و على است . ابى بكر ترسيد و برگشت و آنچه لشگريان گفتند : اطاعت فرمان پيغمبر بكن . گفت : الشاهد يرى ما لا يرى الغائب .
خبر به پيغمبر رسيد حضرت فردا عمر را با چهار هزار فرستاد آن هم مثل رفيقش برگشت .
روز سوم حضرت امير المؤمنين را با چهار هزار فرستاد چون مقابل شدند آنها گفتند : ما مقصودمان كشتن تو و پيغمبر است . حضرت با آنها جنگ كرد بسيارى از آنها كشته شدند و بسيارى اسير شدند ، و غنائم زيادى از آنها بدست مسلمين آمد و فتح و فيروزى نصيب مسلمين شد اين سوره مباركه در شأن على ( ع ) و اصحابش نازل شد
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً فَالْمُورِياتِ قَدْحاً فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً
الى آخر الآيات اين خلاصه ترجمه حديث است ، و دارد كه غنائمى كه در اين جهاد بدست آمد در هيچ يك از جهادها بدست نيامده بود مگر در جنگ خيبر با يهود آن هم بدست امير المؤمنين و كشتن مرحب .
[ سوره العاديات ( 100 ) : آيه 4 ]
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً ( 4 )
نقع گرد و غبار است كه در اثر جنگ با آنها گرد و غبار برخاسته شد كه تمام ميدان جنگ از اين اسبها پر از گرد و غبار شد بواسطهء عدو و دويدن اسبها .
[ سوره العاديات ( 100 ) : آيه 5 ]
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً ( 5 )
كه لشگر اسلام چنان با اين اسبها تاخت كردند و حمله كردند تا وسط لشگر دشمن وارد شدند كه كتيبه نام دارد اشاره به اين كه بر تمام كفار مسلط شدند و آنها را قلع و قمع كردند بقتل و اسيرى .