زبانى اگر چه باعث جريان احكام بر او مىشود تا مادامى كه كشف خلاف نشده لكن منافق است نه مؤمن كه ميفرمايد :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
نمل آيه 14 .
چهارم : تسليم زير بار دين رفتن .
( 2 ) از امور قلبيه اخلاق و صفات و ملكات حسنه و سيئه است .
( 3 ) حب و بغض كه سؤال كردند كه : هل الحب و البغض من الايمان ؟ - حضرت فرمود :
هل ايمان الا الحب و البغض ؟
- حب الهى و انبياء و ائمه اطهار و مؤمنين ، و بغض اعداء دين .
( 4 ) خيالات نفسانى و خطورات قلبى و الهامات ملكى و وساوس شيطانى و نيّات قلبى و نحو اينها تمام روز قيامت مكشوف مىشود
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
طارق آيهء 9 .
إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ
خداوند متعال از كليه آنها و از نيات آنها و از اخلاق آنها و از صفات آنها و از ايمان و كفر و ضلالت و نفاق و خيالات و خطورات آنها با خبر است و خبير بودن خدا مثل خبير بودن بندگان نيست بندگان تا امرى واقع نشود و به آنها خبر نرسد مطلع و خبير نميشوند اما خداوند قبل از خلقت عالم در ازل به تمام آنچه الى الابد واقع مىشود با خبر است .
تنبيه : ميان حكماء قديم و جديد در موضوع علم الهى اقوال زيادى است كه در منظومهء سبزوارى ميگويد :
و قيل لا علم له بذاته * و قيل لا يعلم معلولاته . . .
الى آخر ابياته .
و منشأ اشتباه آنها چند چيز است يكى آنكه نسبت خدا را با مخلوقاتش نسبت علت بمعلولات و اثر بتأثيراتش ميدانند كه قهرى است و اختيارى نيست مثل آتش و سوزش آن كه آتش علم بآتشى خود و علم بسوزش خود ندارد . ديگر آنكه علم را غير ذات ميدانند و صفت زايده كه لازمة قول آنها قدماء ثمانيه است كه گفتند : الزامهم بالقدماء الثمانية و معروفة كه عامه قائلند ، ديگر آنكه علم را داثر و زائل و تابع معلوم ميدانند كه تا معلوم وجود ندارد علم هم وجود ندارد و پس از زوال معلوم علم هم