فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
الحاقه آيهء 30 الى 32 .
سَمِعُوا لَها شَهِيقاً
شهيق صداى بلند منكر است مثل صداى حمار ، آن آخر صداى حمار كه از بيخ حلق بلند مىشود شهيق ميگويند ، و هر بلند و مرتفع را شاهق ميگويند مثل كوه ، و شهق الرجل فمات نعرهء كه مىزند و ميميرد ، جهنم نعره مىزند مثل صداى حمار و شهقه صيحه است . و نيز ميفرمايد :
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ
هود آيهء 108 . زفير اول صداى حمار است و شهيق آخر صدا كه خود اهل جهنم مثل حمار فرياد و داد ميكنند و كسى بداد آنها نميرسد .
وَ هِيَ تَفُورُ
آن آتش جهنم فوران دارد مثل فواره كه شعله مىزند و شعلههاى او مثل كوه بلند مىشود ، اعاذنا اللَّه منها .
[ سوره الملك ( 67 ) : آيه 8 ]
تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ( 8 )
نزديك است آتش جهنم پاره پاره شود از شدت غيظ بر كفار هر زمانى كه قومى را بيندازند در جهنم خزنهء جهنم ملائكه موكلين به عذاب از آنها ميپرسند آيا نيامد شما را كسى كه انذار كند شما را و خبر دهد به يك همچو پيش آمدى .
تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ
بعقيدهء مفسرين تشبيه و تنظير است بآدم مبغض كه بخواهد از شدت غيظ خود را قطعه قطعه كند لكن بعقيدهء ما عين حقيقت است زيرا جهنم و آتش آن و عذابهاى آن و همچنين بهشت و نعم آن مثل بلاهاى دنيوى و نعم آن نيست بلكه شعور و ادراك و حياة دارند و در تحت اطاعت و فرمان الهى هستند مثلا يك آتش است كه مأمور است يكى را يك درجه بسوزاند و يكى را صد درجه ، و در بهشت يك نعمت است مأمور است يكى را يك درجه لذت بخشد و يكى را صد درجه ، و اهل بهشت و جهنم مختلف هستند اهل بهشت ما دون درك ما فوق نميكنند تا محزون گردند ، و اهل جهنم درك ما فوق نميكنند تا مسرور شوند ، و بالعكس ما فوق درك ما دون را مىكند كه در بهشت مسرور شود و در جهنم محزون گردد ، و آتش جهنم غيظ مىكند بر كفار بلكه جهنم تكلم دارد كه ميفرمايد :
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
ق آيهء 29 ، بلكه گفتيم موجودات عالم حتى جمادات شعور و ادراك دارند و معرفت و ذكر