و بدرستى كه ما همچو گمان ميكرديم كه اين مزخرفات كه نسبت به خدا ميدادند جن و انس صدق است و باور نميكرديم كه دروغ باشد لذا متابعت آنها را ميكرديم و حال كه استماع قرآن كرديم فهميديم كه تمام آنها باطل و دروغ است ، از اين آيه شريفه استفاده مىشود كه همين نحو كه مقالهء كفار و مشركين بود كه ميگفتند :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
زخرف آيهء 21 ، و ميگفتند :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
زخرف آيهء 22 . در طوائف جن هم بوده و حال آنكه در باب اصول عقايد بايد متابعت دليل و برهان قطعى كرد آن هم به حد يقين و ظن كافى نيست كه ميفرمايد :
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
جاثيه آيهء 23 .
مسألهء : تقليد در فروع دين بدليل قطعى و نصوص اخبار ثابت شده آن هم در غير ضروريات و اجماعيات و قطعيات آن هم مخير بين تقليد و احتياط است آن هم بر غير مجتهد
[ سوره الجن ( 72 ) : آيه 6 ]
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً ( 6 )
و اين كه بودند مردانى از انس كه پناه ميبردند بمردانى از جن پس آن مردان جن زياد كردند بر آن مردان انس طغيان و سركشى را .
اين آيهء شريفه از آيات متشابهات قرآن است و دو نحوه تفسير شده :
يكى آنكه : مستفاد از اخبار است كه قبل از ولادت حضرت رسالت بعض اجنه ميرفتند در آسمانها و استراق سمع ميكردند و ميآمدند بيك رجال انس كه كهنه بودند خبر ميدادند و آنها به ديگران ميگفتند و در بين اين اخبار يك راهنمايىها هم ميكردند بضلالت و گمراهى و اين باعث ازدياد كفر و ضلالت اينها ميشد بنا بر اين تفسير :
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ
كه كهنه باشند .
يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ
آنهايى كه استراق سمع ميكردند و به آنها خبر ميدادند .
فَزادُوهُمْ رَهَقاً
پس آن رجال جن زياد ميكردند رجال انس را رهق ، رهق