ماه و ستارهها را پرستش ميكردند ، و يك دسته ملائكه را پرستش ميكردند ، و يك دسته عيسى و مريم و جبرئيل يا عيسى و خدا و جبرئيل و يك دسته آتش پرست و يك دسته يزدان و اهريمن كه شيطان باشد حتى در شيعه بعضى امير المؤمنين را بالوهيت رسانيدند و ائمه طاهرين ، و امروز ميان صوفيه ميگويند : صورت مرشد را بايد در نظر گرفت ، و در ميان عوام شيعه شمائلى بنام خمسة النجباء و جبرئيل ، و بنام صاحب الزمان و ائمه طاهرين ميكشند كه اين عمل دراويش است و من قسم ميخورم به خود آنها كه اين صورتها صورت آنها نيست و مأخوذ از همان صوفيه است بارى بگذاريم و بگذريم .
[ سوره نوح ( 71 ) : آيه 24 ]
وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ ضَلالاً ( 24 )
و اين اكابر بسيارى از اين ضعفا را گمراه كردند .
توضيح كلام اينكه : افراد بشر بمنزلهء يك عنصر است انسان اعضا و جوارحى دارد اگر يك عضو فاسد شد بايد علاج كرد يا قطع نمود و الا بساير اعضا سرايت مىكند و تمام را فاسد مىكند .
و اين اصنام و بتها زياد نكردند بر ظالمين مگر ضلالت و گمراهى را .
چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار
چون كفر و شرك و فسق و فجور و ظلم و طغيان و ضلالت و غوايت در جامعه پيدا شد بايد اولا تا مادامى كه ممكن است معالجه كرد و رفع نمود و اگر قابل معالجه نيست بايد قطع كرد كه به ديگران سرايت نكند لذا خداوند انبياء را ميفرستد كه بمنزلهء اطباء هستند كه اينها مداوا كنند و معالجه كنند اشخاصى را كه قابليت هدايت داشته باشند و اما كسانى كه از قابليت افتاده بايد قطع كرد كه به ديگران سرايت نكند در زمان نوح فقط حدود هفتاد هشتاد نفر قابليت هدايت داشتند و ايمان آوردند و اما بقيه از قابليت افتاده بودند مثل اكابر و همين نحو سرايت كرد بضعفاء لذا ميگويد :
وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً
دارد ارسطو عريضه خدمت حضرت عيسى فرستاد عنوانش :
( من طبيب الأبدان الى طبيب الارواح ) بود .