كبيره است ، و نيز ميفرمايد :
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
نمل آيهء 51 الى 53 .
[ سوره نوح ( 71 ) : آيه 23 ]
وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً ( 23 )
و گفتند اكابر آنها بضعفاء آنها رها نكنيد خدايان خود را و رها نكنيد ود و نه سواع و نه يغوث و يعوق و نسر را كه اسامى آلهة آنها بودند و در ميانهء آلهه آنها اهميتى داشتند لذا بعد از آنكه گفتند :
لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ
بنحو عموم تخصيص دادند اينها را بذكر و گفتند :
وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً
و اسامى ديگر هم بر اصنام و آلهه خود هم دارند مثل لات و عزى و مناة كه ميفرمايد :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
النجم آيهء 19 و 20 ، و مثل اساف و نائله و هبل و شرح حال آنها را در كلمات مفسرين و در اخبار مرويه از ائمه طاهرين بسيار مفصل است و چون امروز ذكر آنها چندان فايده ندارد ما بطور اختصار خلاصهء آن را تذكر ميدهيم و رد ميشويم و آن اين است كه اينها اسامى صلحائى بودند بعد از حضرت آدم و چون وفات نمودند شيطان آمد و گفت اينها مقرب درگاه الهى بودند و من صورت آنها را براى شما تصوير ميكنم و در مراكز عبادت خود بگذاريد و آنها را واسطه و وسيله قرار دهيد در پيشگاه احديت . سپس در قرن بعد از آنها آمد و گفت : پدران شما اينها را پرستش ميكردند و شما هم بپرستيد كه ابتداى بت پرستى از آن زمان شروع شد تا زمانى كه طوفان نوح شد اين اصنام زير خاك رفت تا دوره عرب شيطان آنها را از زير خاك بيرون آورد و هر قبيلهء از اعراب يكى از آنها را انتخاب كردند و خداى خود قرار دادند و در كعبه گذاردند تا ظهور اسلام و فتح مكه كه حضرت رسالت و امير المؤمنين تمام آنها را شكستند و همچنين در زمان حضرت ابراهيم كه آن هم آنها را شكست مگر كبير آنها را كه ميفرمايد :
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ
انبياء آيهء 59 . شرحش گذشت اينها بت پرستان بودند و اصنام داشتند و لكن مشركين ديگرى هم بودند كه آفتاب و