تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
دست بچه‌هاى خود را ميگرفتند و ميآوردند نوح را بايشان نشان ميدادند و ميگفتند : مبادا فريب او را بخوريد و گوش بدعوت او بدهيد ، و به آنها ميگفتند : ما هم موقعى كه مثل شما بچه بوديم پدران ما ما را ميآوردند و اين نوح را بما نشان ميدادند و اين سفارش را ميكردند ما هم بشما سفارش ميكنيم .
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً
دعوت نوح بتوحيد و نفى شرك و ايمان بخداى متعال و نبوت خود و ايمان بقيامت و اطاعت اوامر خدا و رسول و توبه و استغفار بر اعمال زشت خود و البته كسانى كه ابا عن جد در شرك و كفر و اعمال زشت زيست كرده‌اند بر آنها دشوار است قبولى دعوت او لذا ميفرمايد :
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
زيادتى آنها در كفر و شرك تكذيب حضرت نوح بود و اصرار بر كفر و شرك و معاصى ، و معناى فرار فرار از قبولى دعوت و اجابت دعوت و بقاء بر شرك و كفر و اعمال زشت زيرا آن به آن معصيت است چنانچه در واجبات فورى كه فورا ففورا واجب است تركش آن به آن معصيت است بسا در هر شبانه روزى هزارها معصيت مىشود چنانچه ميفرمايد :
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
آل عمران آيهء 172 ، بلكه اذيت‌هايى كه بنوح ميكردند و نسبت‌هايى كه به او ميدادند باعث زيادى عقوبات آنها ميشد .

[ سوره نوح ( 71 ) : آيه 7 ]

وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً ( 7 ) و بدرستى كه من هر زمانى كه دعوت ميكردم آنها را تا اجابت كنند تا تو پروردگار آنها را ببخشى و عفو فرمايى و بيامرزى انگشت‌هاى خود را در گوشهاى خود ميگذاشتند كه دعوت مرا نشنوند و ثياب خود را بر صورت ميانداختند كه مرا نبينند و تعمدا بر اعمال زشت خويش ادامه ميدادند و بيشتر و زيادتر ميكردند و تكبر ميكردند كه ما با اين شوكت و عظمت و دولت كه داريم گوش بكلام يك نفر مثل نوح كه پير و خرفت شده و عقلش از سرش رفته بدهيم آن هم چه استكبارى .
وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ
لام غايت است يعنى اگر دعوت مرا اجابت كنند