وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ
يعنى از هم پاشيده مىشود نه اينكه مثل پنبه زده شده باشد لذا در جاى ديگر ميفرمايد در سورهء طه :
يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً
آيهء 105 و 106 ، يك جا ميفرمايد :
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
نبأ آيهء 20 و غير اينها غرض اين است كه در تشبيه لازم نيست در جميع خصوصيات مشابه يكديگر باشند در يك جهت كافى است .
[ سوره المعارج ( 70 ) : آيه 10 ]
وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً ( 10 )
و پرسش نميكند دوست و خويشاوندى از حال دوست و خويشاوند خود تمام گرفتار خود هستند به زمان ما دورهء وا نفساه است در جاى ديگر ميفرمايد :
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
عبس آيهء 34 الى 37 بلكه حاضر است تمام آنها را فدا بدهد و خود نجات پيدا كند چنانچه در آيات بعد بيان ميفرمايد فقط يك استثناء دارد كه ميفرمايد :
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ
زخرف آيهء 67 كه آنها بعد از آنكه خود نجات پيدا كنند در مقام نجات دوستان و خويشان و اقارب و بستگان خود برميآيند مثل انبياء و صلحا و اتقياء و مؤمنين كه اين مقام شفاعت است ، و شفعاء يوم القيامة بسيارند شفاعت كبرى خاص محمد و آل محمد است و صغرى از براى ديگران كه شرحش مكرر بيان شده اما تا خود گرفتار است بفكر احدى نيست :
وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً
.
[ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 11 تا 14 ]
يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ ( 11 ) وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ ( 12 ) وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ ( 13 ) وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ ( 14 )
نشان داده ميشوند به يكديگر دوست ميدارد گنهكار اگر ميتوانست فدا دهد به پسرانش و عيالش و برادرش و خويشانى كه او را نگهدارى ميكردند و هر كه در روى زمين است جميع آنها را كه پس از اين فدا نجات پيدا كند . اشاره به اينكه حاضر است تمام اهل زمين جهنم روند و فقط او نجات پيدا كند و لكن اين قضيه عكس است از امير المؤمنين است كه انسان بايد بين خوف و رجا باشد آن قدر خائف باشد كه