پس زمانى كه داده شود نامهء عمل او بدست راست او پس ميگويد بيائيد بخوانيد نامه مرا .
كسانى كه اهل ايمان باشند و با ايمان از دنيا بروند نامهء عمل آنها بدست راست آنها داده مىشود و اينها مراتب مختلفه هستند مرتبه اعلاى آن اينكه ايمانش مقرون باعمال صالحه و تقواى از معاصى باشد ، و بعد از آن كسى كه آلوده بمعاصى شده لكن آمرزيده شده ، يا بتوبه كه ميفرمايد :
إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ
فرقان آيهء 70 ، و بعد از آن كسانى كه معاصى آنها تدارك شده يا ببليات دنيوى يا طلب مغفرت مؤمنين يا بشفاعت شافعين كه در محشر ديگر معصيتى ندارند ، و بعد از آن كسانى كه آلوده هستند لكن اعمال صالحه برترى دارد بر سيئات ، و اما اخبارى كه داريم كه مراد از (
مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
) امير المؤمنين و بشماله معاويه اينها دون شأن امير المؤمنين است ، امير المؤمنين خود محاسب يوم القيامه است و قسيم الجنة و النار است .
سؤال : پس بنا بر اين مؤمن و لو اهل معاصى باشد نجات دارد پس باكى از معصيت ندارد ؟
جواب : مكرر گفتهايم كه : عمده ضرر معاصى ضعف ايمان بلكه زوال ايمان است چنانچه اكثر مشاهده شده كه اهل معاصى ايمان آنها از دست رفته بعلاوه تسلط شيطان انسى و جنى بالقاء شبهات كه موجب ضلالت مىشود و بسيار مشكل است با كثرت معاصى با ايمان از دنيا رفتن . و ثانيا درجات مؤمنين در قيامت بسيار متفاوت است از حيث قوت و ضعف ايمان و از حيث اخلاق و صفات و از حيث اعمال صالحه و از حيث تقوى .
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيه 20 ]
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ ( 20 )
ظن اينجا بمعنى يقين است چون اگر يقين بقيامت نباشد و لو مظنون باشد ايمان نيست اول چيزى كه در ايمان مدخليت دارد يقين بجميع عقايد حقه و مكرر گفتهايم كه در ايمان چهار امر مدخليت دارد كه بزوال يكى از آنها ايمان زائل مىشود يقين اعتقاد يعنى دلبستگى و در بند بودن اقرار قلبا و لسانا تسليم . ميگويد : محققا من يقين داشتم