و بسيارى از سور ديگر .
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيه 16 ]
وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ ( 16 )
و شكافته مىشود آسمان پس از آن در اين روز ساقط مىشود يعنى از قوت و استمساكى كه دارد ميافتد .
اشكال : اولا در اين آيات تعبير بسقوط قوت و انشقاق و انفطار ميفرمايد و در آيهء شريفه :
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
انبياء آيهء 104 .
و ثانيا مكرر شما در اين تفسير گفتهايد كه مراد از سماوات همين كرات جويه است كه در اين فضاى وسيع خداوند بقدرت كامله خود قرار داده و اين كلام با انفطار و انشقاق و طى سجل مناسبت ندارد .
جواب : مراد از بودن آسمان چون هفت طبقه است هر طبقه فوق طبقه ديگر البته در هر طبقه يك جسميتى دارد مثل كرهء زمين و آب در هوا كه هوا هم جسم است و لو بسيار لطيفتر از هوا باشد كه اين كرات علويه مثل كره زمين و آب كه سير دارند در اين هوا آنها هم سير دارند وضعى يا انتقالى ، و فرداى قيامت چون اين كرات تمام بهم وصل ميشوند و با يكديگر جمع ميشوند چنانچه ميفرمايد :
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
قيامه آيهء 9 . و البته بايد آن جسميتى كه اينها در او بودند منفطر و منشق و مثل سجل لوله شود كه اين كرات تمام يك جا جمع شوند و از محل خود حركت كنند و از كار بيفتند و اين معناى انتشار است كه ميفرمايد :
وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ
انفطار آيهء 2 . و آنچه ما گفتيم در مقابل حكما كه گفتند : آسمانها جسم ثقيل مثل فلزات و اين شمس و قمر و كواكب در آنها مثل ميخ كوبيده شده و اين آسمانها دور كرهء زمين گردش دارند و ساير مزخرفات آنها يعنى بقول آنها اين آسمانها و كرسى هر كدام سطح مقعر فوق مماس با سطح محدب تحت است چسبيده به يكديگر و آسمان هفتم مماس با كرسى كه فلك ثوابت گويند و او مماس با عرش كه فلك اطلس و غير مكوكب نام نهادهاند و عرش تمام آنها را دور كرهء زمين چرخ ميدهد ، ما در رد اين مزخرفات كه خلاف حس و و جدان و آيات شريفه و اخبار ائمه است گفتهايم .