تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
سؤال : سجدهء ملائكه بآدم و سجدهء يعقوب و پسران براى يوسف چه معنى دارد ؟ جواب : سجده عبوديت و پرستش نبود بلكه سجدهء تعظيم بود و از اين جهت شيطان
« أَبى وَ اسْتَكْبَرَ »
و بامر الهى بود و در واقع عبادت و پرستش خداى متعال بود مثل اينكه مأموريم تعظيم و احترام نسبت ببزرگان دين مثل انبياء و ائمه و علماء اعلام و مقربان درگاه الهى كنيم فقط در شريعت اسلام سجدهء تعظيمى هم بر احدى حتى بر انبياء و ائمه جايز نيست چه رسد نسبت به پدر و مادر و زوج كه پيغمبر ( ص ) فرمود : اگر در شريعت من سجدهء تعظيمى جايز بود امر ميكردم كه زنها بشوهرهاى خود سجده كنند معلوم است مراد سجده عبوديت و پرستش نبود كه موجب شرك بشود .
فَلا يَسْتَطِيعُونَ
پس قدرت و توانايى ندارند ، از تفسير على بن ابراهيم كه ميگويند بطون اخبار است عدم استطاعت آنها را ميفرمايد كه مثل گاو شاخ در ميآورند كه نميتوانند پيشانى بر خاك گذارند ، و لكن مفسرين گفتند : از ضعف و ناتوانى قدرت ندارند نه بر قيام و نه بر ركوع و نه بر سجود .

[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 43 ]

خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ ( 43 ) زيرا فتاده چشمهاى آنها ذلت و خوارى آنها را فرو گرفته و بتحقيق بودند در دنيا كه آنها را دعوت بتوحيد و سجده در پيشگاه الهى ميكردند و آنها سالم و متمكن از سجده بودند ولى نخوت و كبر و عناد مانع بود از اينكه سجده كنند بعينه مثل شيطان است كه كبر و نخوت او را مانع شد ، و در جاى ديگر ميفرمايد :
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ
مؤمن آيهء 18 .
خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ
از شدت احوال روز قيامت كه زمين مثل كورهء حدادى آتش فور مىزند خورشيد يك نى بالاى سر آنها نورش گرفته مىشود حرارتش ميتابد غل به گردن بسلاسل هفتاد زراعى بسته شده‌اند ملائكه غلاظ و شداد با تازيانه‌هاى آتشى و عمود رو بجهنم مىبرند از شدت حول نميتوانند نگاه كنند چشمها فرو افتاده قلبها از جا كنده شده بحنجره رسيده .
تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ
رهق فرو گرفته شده يعنى ذلت و خفت و خوارى سر تا پاى آنها