جواب : ذنب جنس گناه است و جنس تثنيه و جمع ندارد و ذنوب نسبت باجناس مختلفه و افراد جزئيه است مثل انسان كه شامل جميع افراد مىشود تثنيه و جمع ندارد چنانچه مىگويى : جن و انس كه ميفرمايد :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
ذاريات آيهء 56 ، و اما به لحاظ افراد جمع تعبير فرموده :
وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ
النجم آيهء 33 .
سؤال : اعتراف بگناه جز خفت و خوارى و فضيحت ندارد براى چه اينها اعتراف كردند ؟ .
جواب : آنچه خفت و خوارى و فضيحت و بى آبرويى بود به آنها رسيده اعتراف و انكارها تأثيرى ندارد بعلاوه پس از نامهء عمل و شهادت اعضاء و جوارح و ساير شهود و ظاهر شدن سرائر كه ميفرمايد :
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
طارق آيهء 9 . جايى بر انكار و اخفا باقى نميماند .
فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
سحق بمعنى بعد است و اين جمله بمنزلهء نفرين است مثل :
فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ
مؤمنون آيهء 43 و آيهء 46 . و مراد بعد از رحمت است كه يكى از مضرات كفر و معاصى همين بعد از رحمت است و معنى بعد از رحمت با اينكه رحمت الهى تمام اشياء را فرو گرفته كه ميفرمايد :
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
انعام آيهء 155 .
رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً
مؤمن آيهء 7 . برى اين است كه شمول رحمت دو چيز ميخواهد فاعليت فاعل و قابليت قابل رحمت از جهت فاعليت فاعل تمام است هيچگونه كوتاهى در او نشده و اما كفر و معاصى قابل را از قابليت مياندازد هر چه معاصى بيشتر و كفر شديدتر شود از قابليت بيشتر ميافتد و مشمول لعن و طرد و رجم مىشود چنانچه بشيطان فرمود :
فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
حجر آيهء 34 و 35 .
و اصحاب سعير اهل آتش تعبير باصحاب براى آن است كه آتش مصاحب آنها است و از آنها جدايى ندارد مثل اصحاب جنت ، و سعير شعلهء آتش است كه دائما افروخته شده .