و لو در خصوصيات آن اختلاف بسيارى است و آن نشئه با اين نشئهء اولى تفاوت زيادى دارد ، اين نشئه دار فناء است و آن دار بقاء است ، در اين نشئه توليد و تناسل است آن نشئه ندارد ، اين نشئه دار عمل است و آن نشئه دار جزاء است ، آن نشئه نه روز دارد و نه شب نه خورشيد نه ماه نه كواكب و نه سماوات بخلاف اين نشئه و غير اينها از تمايزات و انقلابات و كلمهء .
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى
دلالت دارد بر اينكه بمقتضاى حكمت بر خداوند متعال لازم است آن نشئه ، زيرا اگر نباشد دستگاه خلقت عبث و لغو مىشود كه مىفرمايد :
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
مؤمنون آيهء 117 .
[ سوره النجم ( 53 ) : آيه 48 ]
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى ( 48 )
و بدرستى كه خداوند هم غنى و ثروت مىدهد و هم نگهدارى مىكند . گفتيم :
مسئلهء غنى و فقر از افعال الهيّه است بهر كه صلاح مىداند مىدهد و هر كه صلاح نيست نمىدهد ، و همين نحوى كه عطاء مىكند همين نحو حفظ مىكند اگر بنده شكر گزار باشد خداوند علاوه بر اينكه نگهدارى مىكند ازدياد هم مىفرمايد ، چنانچه مىفرمايد :
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
ابراهيم آيهء 7 چنانچه قارون بواسطه كفرانش مىفرمايد :
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ
قصص آيهء 81 و همچنين با فرعون و نمرود و شدّاد و اشباه آنها چه معامله فرمود .
[ سوره النجم ( 53 ) : آيه 49 ]
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى ( 49 )
شعرى ستارهايست كه در آخر شب ظاهر مىشود بعد از ستارهء جوزى و بسيارى از مشركين او را مىپرستيدند خدا مىفرمايد : كه پروردگار شعرى را به پرستيد شعرى مخلوق او است و خداوند ربّ الشعرا است .
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى
[ سوره النجم ( 53 ) : آيات 50 تا 51 ]
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى ( 50 ) وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى ( 51 )
و بدرستى كه خدا هلاك كرد عاد اول را و ثمود را پس چيزى باقى نماند از آنها عاد قوم حضرت هود بودند كه خداوند باد را مسخر كرد تمام آنها را هلاك نمود كه مىفرمايد :
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ