در صور و بر معنى ثانى جبرئيل است كه تعبير بصيحه كه يكى از علائم قريبهء ظهور است كه حضرت مهدى ظاهر شده برويد براى يارى او .
مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
چون تمام اهل عالم بيك ميزان به زبان خود ميشنوند مثل اينكه منادى نزديك آنهاست و ندا از نزديك ميآيد .
[ سوره ق ( 50 ) : آيه 42 ]
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ( 42 )
روزى كه ميشنويد صيحه را به حق اين است روز بيرون رفتن اگر نفخهء اسرافيل باشد خروج از قبور است نسبت بجميع افراد ، و اگر صيحهء جبرئيل است خروج براى جهاد و نصرت دين و يارى امام زمان ، و اگر راجع برجعت باشد رجوع ظالمين براى انتقام از آنها و رجوع مؤمنين براى تشرف خدمت ائمهء اطهار .
يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ
كه تمام اهل عالم ميشنوند
بِالْحَقِّ
كه ثابت و محقق است و تخلف پذير نيست .
ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ
كه منكر بوديد هم انكار بعث ميكرديد و هم انكار ظهور قائم و هم انكار رجعت ائمه هدى ، اين است روز خروج .
[ سوره ق ( 50 ) : آيه 43 ]
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ ( 43 )
محققا ما زنده مىكنيم و ميميرانيم و بسوى ما است بازگشت ، اختلافى است كه نسبت بين موت و حيات چه نسبت است بعضى گفتند : ايجاب و سلب است هستى و نيستى حيات هستى است و موت نيستى چنانچه نوع عوام اين توهم را دارند بالاخص كفار دهرى مذهب كه موت را فناء صرف ميدانند ، بعضى گفتند :
عدم و ملكه است بموت قوا از بين مىرود از حس و حركت ميافتد . لكن تحقيق اين است كه نسبت بحيات نباتى و حيوانى عدم و ملكه است بخار تمام مىشود بدن از كار باز داشته مىشود و اما نسبت بحيات انسانى تضاد است انتقال نشئه از اين عالم بعالم ديگرى ميرود ، و موت امر وجودى است قرآن هم ناطق است كه نسبت خلق بموت ميدهد :
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
ملك ، آيهء 2 .