آن كسى كه قرار داده با خداى متعال إله ديگرى پس بيندازيد او را در عذاب سخت شديد .
الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
شامل مىشود تمام مشركين را چه شرك در عبادت باشد مثل عبده شمس و قمر و كواكب و انبياء و ائمه ( ع ) و ملائكه و جن و انس و اصنام و اشجار و نار و گاو و گوساله و بعضى افراد انسان مثل باب و بهاء و فرعون و نمرود و شداد و غير اينها ، و چه شرك در ذات مثل ابن كمّونه ، و شرك در صفات مثل اكثر عامه ، و شرك در افعال مثل مجوس كه قائل بيزدان و اهرمن هستند ، و مثل حكما كه قائل بعقول طوليّه و عرضيّه و مثل غلات ، و چه شرك در نظر مثل اكثر مردم .
فَأَلْقِياهُ
آن سائق و شهيد اين مشرك را
فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ
همان آتش جهنم كه امير المؤمنين توصيف ميفرمايد در دعاى كميل :
« و هذا مالا تقوم له السموات و الارض »
و در قرآن ميفرمايد :
كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ * وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ * نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ * إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ * فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ
همزه ، آيهء 4 الى 9 .
[ سوره ق ( 50 ) : آيه 27 ]
قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ ( 27 )
گفت قرين او پروردگار ما من او را بطغيان نينداختم و لكن او خود بود در گمراهى دورى .
قالَ قَرِينُهُ
ممكن است همان شيطان باشد كه او را اغوا نموده ، و ممكن است همان انسانى باشد كه او را فريب داده ، و در اخبار قرين را ثانى قرار داده و مرجع ضمير
رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ
را اولى . و اين مصداق اتم است و آيه شامل هر مضلّى كه ديگرى را بضلالت انداخته اين عذر را بر خود مىآورد كه در بسيارى از آيات در مخاصمه اتباع با متبوعين در قيامت بيان فرموده و لكن تقصير با طرفين است تابع و متبوع ضال و مضل اكابر و رؤساء و مرءوسين .
وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ
و لكن او خودش در ضلالت دورى بود كه از قابليت هدايت افتاده بود .