در شك و شبهه بودند از آن كتاب .
خداوند حق را بر همه واضح و روشن فرموده و حجت بر همه تمام شده آنهايى كه قلب آنها پاك بود و قابليت هدايت داشتند خداوند هدايت فرمود و برگزيد آنها را و اما كسانى كه قلوب آنها قاسيه و سياه و عناد و تجاوزات بود متفرق شدند و هر كدام يك طريقهء باطل را اتخاذ كردند .
وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ
از روى جهل و نادانى نبوده بلكه حق بر آنها مكشوف شده لكن از روى عناد و عصبيت و ظلم و تعدى مخالفت كردند و تفرقه پيدا كردند .
بَغْياً بَيْنَهُمْ
چنانچه مشركين اين همه معجزات را مشاهده كردند ولى تن در ندادند براى اسلام و همچنين يهود كه قبلا خبر ميدادند به آمدن پيغمبر لكن پس از آمدن چون ديدند از بنى اسرائيل نيست عنادا انكار كردند و همچنين نصارى كه حق بر آنها مكشوف شد لكن ديدند كه اگر تصديق كنند از رياست و پاپ بودن و كشيش شدن و استفادات مالى مىافتند قبول نكردند و همچنين تفرقه بين مسلمين از اولين كه حقّا نيّت خلافت على مثل آفتاب بر آنها روشن بود لكن به طمع رياست و همچنين بنى اميه و بنى عباس و من دونهم و اتباعهم و هكذا تفرقه بين شيعه ، و مذاهب مختلفه محدثه بين آنها .
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
اينها استحقاق هلاكت داشتند لكن چون اجل آنها قبلا تعيين شده بود براى حكم و مصالحى لذا به عذاب مهلكه هلاك نشدند و از جمله حكم و مصالح اينكه در نسل آنها مؤمن صالح بوجود مىآمد و از جمله آنها اينكه بعض