تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
هر دو به يك معنى است به دو تعبير در اينجا مانع از سجده توجه بود كه جلوگير تو شد از سجده به آدم و در آنجا چه مانع شد اينكه سجده نكردى به آدم نه آنچه مفسّرين گفتند كه لاء زائده است و گفتيم كلمهء زائده در قرآن نيست .
لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
مجسمه بواسطهء ظواهر بعض آيات از براى خدا دو دست و جارحه و وجه قائل شدند و او را شبيه جوان سى سالهء زيبا و مقبول گفتند مثل همين آيه و آيهء شريفه
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
- مائده آيهء 69 - و آيهء شريفه
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
- بقره آيهء 109 - و غير اينها از آيات و غافل از اينكه مرا ديد قدرت و يد حكمت است يعنى من از روى قدرت و مصلحت و حكمت آدم را خلق كردم و مراد از وجه مقام قرب برحمت است ، يعنى قابليت شمول رحمت پيدا مىكند ، و از ابن بابويه در كتاب بشارات الشيعة حديث مفصلى در اين باب از حضرت صادق روايت كرده كه محل شاهد ما اينست كه فرمود من زعم ان للَّه وجها كالوجوه فقد اشرك و من زعم ان للَّه جوارح كجوارح المخلوقين فهو كافر باللّه - الحديث
أَسْتَكْبَرْتَ
أ استكبرت بوده همزهء وصل ساقط شده ، استكبار بزرگى به خود بستن است و از تكبر بدتر است زيرا تكبر يك چيزى در خود از حيث حسب و نسب و قوه و قدرت و رياست و سلطنت مىبيند تصور بزرگى مىكند و استكبار هيچ منشأى ندارد باصطلاح بزرگى بى جهت مىكند چنانچه شيطان چه قدرت و توانايى داشت .
أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
عالين عالم انوار است كه فوق عالم ارواح
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 274 | السيد عبد الحسين الطيب