مُبْلِسُونَ
- زخرف آيهء 74 - و اسامى زيادى دارد : حرث ، عزازيل شيطان ، و صفات خبيثه دارد : عجب كه خود را اشرف از ملائكه مىپنداشت و در ميان ملائكه اعبد آنها ميدانست و كبر و استكبار بزرگى را به خود بسته بود و در جميع مخلوقات ارضى و سماوى بالاتر از خود تصور نميكرد و كفر كه العياذ خدا را عادل نميدانست كه ترجيح راجح بر مرجوح داده و خاك را مقدّم بر آتش داشته لذا زير بار اطاعت آدم نرفت و تمكين نشد و سجده نكرد .
اسْتَكْبَرَ
طلب بزرگى نمود غافل از اينكه كبريايى مختص بذات اقدس او است و بس چنانچه در حديث قدسى است
« الكبرياء ردائى و العظمة ازارى فمن نازعنى فيه نزعته » .
وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
بر ملائكه معلوم شد كه اخبث مخلوقات الهى است نه اشرف و تمام اين عباداتش از روى نفاق بوده چنانچه منافقين زمان نبى هم خود را اشرف مؤمنين و مسلمين وا مىنمودند لكن پس از رحلت اخبث تمام مشركين و كفّار بودند كه ميفرمايد
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ
- نساء آيهء 144 - كه اينها شياطين انسى بودند و شيطان منافق جنى بود .
[ سوره ص ( 38 ) : آيه 75 ]
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ ( 75 )
خداوند خطاب فرمود به ابليس چه مانع شد اينكه سجده كنى به آنچه كه من به دو دست قدرت و حكمت خود خلق كردم بزرگى به خود بستى با بودى از عالين كه مأمور به سجده نبودند .
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ
در اينجا « ان تسجد » ميفرمايد و در سورهء اعراف ميفرمايد
قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ
- آيهء 11 - و