صلاح ميداند موهبت ميفرمايد .
تنبيه : همين نحوى كه مسئلهء رسالت و نبوت بدست قدرت الهى است و بشر اختيار تعيين ندارد مسئلهء خلافت و امامت آن هم بايد خداوند تعيين فرمايد از دست بشر خارج است كه بگويند يك دسته منافقين جمع شدند و از روى دشمنى با امير المؤمنين ابا بكر را خليفه قرار دادند يا بشورى و اكثريت عثمان خليفه شد يا بجنگ و ظلم معاويه و هكذا فعلله و تفعلله آيهء
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ
و آيهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
و امريه پيغمبر كه برويد بعلى سلام كنيد بلقب امير المؤمنين و آيهء ركوع و اخبار ثقلين و حديث منزله و غير اينها را كنار گذارده و اعجب از اين آنكه بگويد « حسبنا كتاب اللَّه » به او بايد گفت پس تو و رفيق تو چكاره هستيد و همچنين ارجاع تو بشورى اگر بگويند ما غرض سلطنت داشتيم و بايد مملكت سلطان داشته باشد مىگوييم پيغمبر كى دعوت سلطنت كرد پس شما خليفهء سلاطين هستيد نه پيغمبر .
[ سوره ص ( 38 ) : آيه 10 ]
أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ ( 10 )
آيا از براى آنهاست ملك آسمانها و زمين و آنچه ما بين آنها است پس بايد بالا روند در اسباب .
أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ
استفهام انكارى است يعنى هيچگونه مالكيّتى ندارند نه در آسمانها و نه .
وَ الْأَرْضِ
در زمين .
وَ ما بَيْنَهُما
آنچه بين آسمانها و زمين است از ابر و باد ، و باران و هوا و نباتات و حيوانات و جنّ و انس حتّى مالك نفس خود