وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
زكات به نه چيز تعلق ميگيرد : غلات اربعه : گندم ، جو ، خرما و كشمش .
انعام ثلاثه : شتر ، گاو و گوسفند . نقدين : طلا و نقره سكهدار و هر كدام حد نصابى دارد و مقدار اداء آن مختلف است در فقه معين شده و در حكم زكات است بسيارى از حقوق ماليه و گفتند عقوبت تارك زكات قبل از موت به صاحبش ميرسد بدليل قوله تعالى :
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
( منافقون آيه 10 ) .
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
البته كسى كه يقين بآخرت داشته باشد در مقام تدارك آن بر ميآيد بلكه مثل زيد بن حارثه مىشود كه گفت « اصبحت موقنا و صداى نغمههاى بهشت و زفير جهنم را ميشنوم و اشخاص بهشتى و جهنمى را مىبينم و بايد بجميع ضروريات قيامت معتقد باشد كه مكررا ذكر شد .
[ سوره لقمان ( 31 ) : آيه 5 ]
أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 5 )
اينها بر هدايت هستند از جانب پروردگارشان و اينها آنهايى هستند كه رستگار شدند .
أُولئِكَ عَلى هُدىً
تعبير بعلى كه براى استعلاء است شامل جميع انحاء هدايت مىشود كه تمام آنها را بدست آوردهاند يعنى هيچگونه لغزشى در امر دين نداشتند چه درباره علميات از عقايد حقه و معرفت به احكام دينيه عمليه و اخلاقيه و عمليات قدمى بر خلاف آن برنداشته و به تمام دستورات آن عمل كرده .
مِنْ رَبِّهِمْ
بعنايت و تفضل الهى و توفيق از جانب او كه كلمه محسنين دلالت بر اين معنى داشت و اين كلمه من ربهم دلالت دارد كه اينها نه اينكه مستقل به اين امور باشند بلكه فقط قابليت تفضلات الهى را داشتند و خداوند هم به آنها افاضه فرمود .
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
فلاح رستگاريست و رستگارى صدق نميكند بر كسى كه كوچكترين عقوبتى و بليتى داشته باشد چه در حال نزع بكمال راحتى جان ميسپارد مثل گلى كه بو كند چه در قبر كه روضة من رياض الجنة چه در عالم برزخ كه حشر با انبياء و ائمه و صلحا و چه در قيامت زير سايه عرش الهى پاى منبر وسيله زير لواى حمد و چه در بهشت جاويدان بدرجات عاليه .