تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
را چنانچه اشاره شد .
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ
حرف حق كه از روى دليل و برهان قطعى باشد جواب ندارد مگر زور و ظلم و اذيت و قتل و حبس و اشباه اينها .
إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ
و اين قول بعد از آن بود كه اصنام آنها را خورد كرد كه فرمود
وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ
- الى قوله تعالى -
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ
( انبياء آيه 58 الى 68 ) يازده آيه و ترتيب انداختن ابراهيم را در آتش
قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ
( صافات آيه 97 ) .
فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
( انبياء آيه 69 )
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ
چه اندازه آيات كه گفتند پس از تصميم در سوزانيدن ابراهيم دارد از تمام شهرها هيزم بار كردند و يك دريا آتش افروختند آن قدر حرارت داشته كه نزديك آتش ممكن نبود رفتن بفاصله زيادى متحير شدند كه چه نحو ابراهيم را در آتش اندازند شيطان به صورت پير مردى آمد دستور منجنيق داد و سنگى در فلاخن گذاشت و رها كرد سنگ وسط آتش فرود آمد او را در فلاخن گذاردند و رها كردند ملائكه بخروش آمدند ملك باد آمد ملك آب آمد جبرئيل آمد اعتنايى نكرد حتى گفت حاجت را از خدا بخواه فرمود « حسبى من سؤالى علمه بحالى » يك مرتبه درياى آتش گلستان شد تختى نصب شد ابراهيم براحتى فرود آمد و بر تخت قرار گرفت اين آيات بزرگ الهى بود اما
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
كه تصديق قرآن و فرمايشات نبى را ميكنند و اما كفار و مشركين اينها را افسانه ميپندارند و قصه درويشى و سرگرم كردن افراد .

[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيه 25 ]

وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ مَأْواكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ ( 25 ) و فرمود جز اين نيست كه گرفتيد شما از غير خداوند متعال بتهايى كه دوست داشتيد بين خودتان در زندگانى دنيا پس از آن روز قيامت كافر ميشويد ،