شكى چه رسد به شهادت دروغ كه يكى از گناهان كبيره است و از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلم است كه اشاره فرمود به خورشيد و فرمود
( على مثل هذا تشهد )
و گذشت در باب شهادت به زنا كه گفتند
( كالميل فى المكحلة )
و ثانيا : بايد داراى شرايط باشد كه من جمله عدالت است كه گذشت اگر پنجاه شاهد غير عادل با تأكيد به قسم شهادت دادند و طرف منكر شد او را تصديق كن و آنها را رد كن .
( ان شهد خمسون قسامة انه قال قولا و قال لم اقله صدقه و كذبهم ) .
و ثالثا : يك نفر شاهد در هيچ امرى مفيد نيست مگر معصوم يا مفيد قطع باشد .
(
وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ
) مراد از لغو مجالس معصيت و اعمال قبيحه و افعال و اقوال محرمه است .
(
مَرُّوا كِراماً
) توقف نمىكنند و نگاه نمىنمايند و اعتناء ندارند و تقابل نمىكنند نشنيده و نديده مىگيرند و مىگذرند اگر كسى به آنها جسارت و اهانت و بىاحترامى نمود در مقام تلافى بر نمىآيند چنانچه در خبر است ميفرمايد :
( احسن من اسائك و صل من قطعك )
بايد وقار و سكينه خود را از دست ندهد .
[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيه 73 ]
وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً ( 73 )
ديگر از صفات عباد الرحمن اينست كه موقعى كه آنها را متذكر كردند به آيات پروردگار ، آيات قرآنى و مواعظ و نصايح الهى بىاعتنايى نمىكنند كه ما نشنيديم و نديديم مثل آدم كر و كور يعنى اثر بار مىكنند به مواعظ او متعظ مىشوند به دستورات او عمل مىكنند نصايح او را مىگيرند به واجبات او