شد ظل به طرف مشرق تدريجا زياد مىشود تا نزديك غروب ظل به طرف مشرق به همان طول اولى بر ميگردد و چون غروب شد آنى به فوريت ظلّ معدوم مىشود و ظاهرا اين است معناى (
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
) و اين خطاب متوجه برسول محترم است و لكن براى تنبه و بيدارى و تذكر مكلفين است كه از خواب غفلت بيدار شوند كه تمام اوضاع اين عالم دنيا دائر مدار اين شب و روز است .
اما بشر اول ولادتش كه در دنيا آمد اول طلوع شمس او بود و ظلش بسيار طولانى بود خالى از هر گونه كمالى و تدريجا رشد مىكند و قواى او زياد مىشود .
و كمالات او بالا مىزند تا به سر حد كمال رسيد ظلش منتهاى كوتاهى را پيدا مىكند و رشدش بدرجهاى كه كمال پيدا كرده مىرسد و پس از آن رو به نقص مىرود و ظلش زياد مىشود كه (
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ
) يس آيهء 68 تا زمانى كه غروب روح رسد به كلى معدوم مىشود كه (
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
) اعراف آيهء 33 .
و تعبير به ساعت شامل آن هم مىشود يك آن مهلت نيست و به همين قياس ، قياس كن تمام امورات دنيا را در حيوانات و اشجار و گياهها و رياستها و دولتها و ساير امور مادى مدت دارد چون بسر رسيد معدوم صرف مىشود ، بلكه خود دنيا مدت دارد چون به آخر رسيد معدوم مىشود .
(
وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
) نحل آيهء 79 .
(
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
) قمر آيهء 50 لذا مىفرمايد :
(
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
) بر خداوند امرى صعب نيست تمام يسر است .