تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
طرف صاحب آنها مأذون باشيد و اگر بشما گفته شد بر گرديد پس برگرديد اين براى شما پاكيزه‌تر است و خداوند به آنچه عمل ميكنيد دانا است يكى از مسائل مهمه مسئله غصب است كه تصرف در مال غير بدون رضا و اجازه صاحبش حرام است ، هم معصيت كبيره است و هم حق الناس است چه علم داشته باشد به عدم رضاى صاحبش يا شك بلكه ظن به رضا هم كافى نيست علم قطعى لازم است چه مال غير باشد چه شريك باشد كه بدون رضاى ساير شركاء جايز نيست چه حقى داشته باشد مثل مستأجر كه مالك منافع است و مثل زكات و خمس كه به عين مال تعلق گرفته حق فقراء و امام و سادات و مظالم عباد تا اداء نكند نميتواند تصرف كند و از موارد بسيار مشكل اينست كه اگر كسى از دنيا رحلت كرد و بر ذمهء او حقوقى هست ورثه حق ندارند تصرف در مال متوفى كنند تا حقوق آن را اداء نكند مثل ديون و خمس و زكات و حج بلكه صوم و صلوة حتى اگر وصيت كرده تا عمل به وصيت نشده نميتوانند تصرف كنند به نص قرآن كه ميراث را (
مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ
) نساء آيهء 15 قرار داده لذا ميفرمايد : (
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً
) كه صاحبش نيست در خانه . (
فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ
) و اذن هم سه قسم است ، اذن صريح كه بگويد مأذونى ، و اذن فحوى كه امر بزرگترى را اذن دهد كه بطريق اولى اذن دخول را هم شامل مىشود ، و اذن شاهد حال كه قطع به رضاى صاحبش داشته باشد . (
وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا
) البته با نهى از دخول حرام است بايد برگشت . (
هُوَ أَزْكى لَكُمْ
) نه معصيت الهى شده و نه حق الناس به ذمه تعلق گرفته (
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
) آيا آنهايى كه بدون اذن و با نهى صريح