خلاف ظاهر آيهء شريفه است . زيرا مشار اليه در هر دو جمله يكى است و ذكر من قبلى عطف به ذكر من معى است مدخول هذا .
و تحقيق اين است كه مشار اليه توحيد و نفى شريك و آلهة است ، و شاهد بر اين دعوى آيهء بعد است كه ميفرمايد :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ »
و مراد من معى كسانى هستند كه ايمان به پيغمبر آوردند تا قيامت كه امت او هستند ، و مراد و من قبلى انبياء سلف و مؤمنين به آنها است .
(
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ
) : اكثر افراد امم سابقه و همين امت حق - شناس نيستند و نمىدانند ، و مراد از حق فقط توحيد نيست بلكه جميع عقايد حقه امروز بلكه از زمان حضرت رسالت تا زمان ظهور حضرت بقية اللَّه طبقات كفار از طبيعى و مشرك و يهود و نصارى ، و منكرين بعض ضروريات دين ، و مبدعين و ارباب ضلالت از عامهء عمياء ، و طبقات شيعهء چهار امامى واقفيه فطحيه ، و كسانى كه منكر بعض ضروريات مذهب هستند چه اندازه هستند ، و مؤمن خالص چه بسيار كم هستند .
(
فَهُمْ مُعْرِضُونَ
) : اعراض از حق كردند و در ضلالت افتادند جايى كه پيغمبر در زمان خود نسبت به قوم خود بگويد :
« وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي - اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً »
فرقان آيهء 32 . ديگر بعد از رحلتش چه شد و چهها مىشود .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 25 ]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ ( 25 )
و ما نفرستاديم از پيش از تو پيغمبرى مگر اين كه وحى فرستاديم بسوى او محققا شأن چنين است كه نيست الهى مگر من كه ذات اقدس ربوبى است ، پس واجب و حتم است كه مرا پرستش كنيد .