و وسم همان نشانه و علامة و داغ است كه بر اسبهاى عربى ميگذارند و روح انسانى داراى علامت هست از كفر و ايمان و اطاعة و عصيان كه از جبهة او ظاهر و هويداست و متوسمين مشاهده و حسّ ميكنند و هر كه را ميشناسند حتى مرده آنها را هم درك مىكند .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 76 ]
وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ ( 76 )
و بدرستى كه اين آيات هر آينه براهيست ثابت و محقق اين آيه شريفه تحديد و تحذير است و انداز و تخويف براى كسانى كه مرتكب اين اعمال شنيعه قبيحه قوم لوط ميشوند ، چنانچه در حديث داريم كه ميفرمايد : هر كه عمل قوم لوط را مرتكب شود در وقت زوال روح به آن حجارة مبتلا مىشود ، بلكه تعبير بكفر باللّه در أخبار شده و حدّ آن هم قتلست العياذ باللّه و فرقى بين فاعل و مفعول نيست و از كتب أهل سنت هم نقل شده كه خليفه ثانى مبتلى بود از ابن اثير نقل ميكنند در لغة ابنه كه ( إنّها كانت في الجاهلية في جماعة منهم سيّدنا عمر ) و از سيوطى نقل ميكنند كه گفت ( زعمت الروافض أنّ سيّدنا عمر كان مخنثا كذبوا و لكن به داء دوائه ماء الرجال ) ( و إنّها ) اشاره بآيات مذكوره و عذابهاى نازلة ( لبسبيل ) راه است ( مقيم ) ثابت و محقق ، چنانچه در آيات شريفه ميفرمايد :
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
سورة فاطر آيه 41 و 42 .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 77 ]
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ ( 77 )
محققا در اين عمل الهى با كفار و مشركين هر آينه آيت و دليل است از براى مؤمنين اختصاص دادن آيه بمؤمنين براى اينست كه أهل ايمان ميفهمند و عبرت ميگيرند و درك ميكنند و متنبّه ميشوند كه اين نوع بلاها از جانب خداوند است در اثر كفر و شرك و معاصى و مخالفت انبيا و تكذيب رسل و ارتكاب قبائح و اما غير مؤمن هستند بطبايع و بخت و اتفاق ميپندارند و ابدا متنبّه نميشوند ، بلكه تطير ميزنند