ما نسبت بعالمين و رجال عالم نكن و پناگاه آنها نباش .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 71 ]
قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ ( 71 )
فرمود اينها دختران من هستند اگر شما قصد دفع شهوت كنيد نوع مفسّرين گفتند مراد بنات صلبى او است لكن بنات صلبى چند عدد قليلى بيش نبودند و البته بنحو مشروع و ازدواج صحيح منظور او بود و اين جواب گويى از قوم با آن كثرت نيست بلكه مراد بنات قوم او است كه از روى رأفت نسبت به خود داده و (
قالَ هؤُلاءِ بَناتِي
) و جمله (
إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
) براى اينست كه مجبور و ملزم نيستيد به اختيار خود هر كرا خواستيد ازدواج كنيد .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 72 ]
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 72 )
بجان خودت قسم كه اين قوم لوط هر آينه در مستى خود در ضلالت و گمراهى و حيرانى و ترديد و راه بجايى نبرند افتادهاند ( لعمرك ) خطاب الهيست بپيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و براى تأكيد مطلب قسم ياد فرموده كه لام قسم است آن هم بجان پيغمبر كه عزيزترين جميع مخلوقات است در پيشگاه الهى ( إنّهم ) اين هم تأكيد بإنّ از حروف مشدّده (
لَفِي سَكْرَتِهِمْ
) سكر مستيست كه بسا از شرب مسكرات پيدا مىشود و بسا از فرط شهوت كه ديگر چشم نمىبيند و گوش نميشنود و بسا از جهل و حماقت كه برخورد بمفاسد نميكند ( يعمهون ) عمه حيرت و تردد است و به زبان ما گيج و هيچ نميفهمد چه مىكند و چه مىشود و بكجا منجر مىشود .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 73 ]
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ( 73 )
پس گرفت قوم لوط را صداى عظيمى در اول طلوع آفتاب سه عذاب بر آنها متوجه شد :