1 - صيحه بود كه فرياد فوق الطاقة و منتهى الغاية مثل رعد كه از ابرها در موقعى كه از هم پاشيده ميشوند و قواى ناريّه از قواى مائيّه جدا مىشود و برق جستن مىكند و بسا يك قسمتى را محترق مىكند و قواى مائيّه ريزش مىكند و تشكيل أمطار و برف و تگرگ ميدهد و رعد قبل از برق است خارجا لكن حسّا عكس مينمايد چون سرعت سير نور بيشتر است از سير صوت در هوا و بسا صيحه پرده گوش را پاره مىكند و بسا سكته ميآورد و هلاك مىكند اين اولين عذاب آنها بود كه ميفرمايد :
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
در حال اشراق شمس و ظهور آن از تحت دائره افق بطورى كه كسانى كه در خواب بودند از خواب پريدند اطفالى كه در گهواره بودند ساقط شدند لرزه باندام رجال و نساء افتاد انعام و طيور پراكنده شدند .
2 -
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 74 ]
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ ( 74 )
در جلد پنجم صفحه 379 سوره اعراف آيه 84 حديث مفصلى از ابى حمزه و ابي بصير هر دو از حضرت باقر عليه السّلام در اين باب نقل كردهايم مراجعه فرمائيد خلاصه هفت شهر قوم لوط را جبرئيل از زمين كند و آن قدر بالا برد كه صداى كلاب و خروسان آنها را ملائكه شنيدند .
3 -
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ
و اين جمله را به واو جمع بيان فرموده در همين حال كه شهرهاى آنها بالا رفته بود باران سنگ بر آنها باريد و شهرهاى آنها واژگون گرديد
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ
تعبير بمطر براى اينست كه مثل باران سنگ ميباريد و هر دانه سنگى بر فرق يكى وارد ميشد و هلاك ميشدند و اين حجاره از سجيل بود كه فرمود :
حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ
گفتند حجارة طين بود كه به آتش جهنّم طبخ شد ، و بسيار صلب و سخت بود و از عدس بزرگتر و از نخود كوچكتر و اسم هر فردى بر او نوشته شده و بر منقار هر طيرى