چون تبديل فعل الهى است و قتل غلام حسن داشته و تفضّل بوده در حق ابوين او كه كافر و طاغى نشوند و اين بحفظ الهى بوده و خضر يكى از اسباب اين تفضّل بوده
خَيْراً مِنْهُ زَكاةً
خير افعل التفضيل است لكن در اين نمره موارد دلالت ندارد بر اينكه غلام هم خوب بوده و تبديل بهتر بوده بلكه هيچ خيريتى در او نيست مثل اينكه بگويى .
الايمان خير من الكفر يا بگويى الطاعة خير من العصيان و به همين معنى در
وَ أَقْرَبَ رُحْماً
مىگوييم كه غلام قرب رحم نداشته بواسطه كفر چنانچه در حق پسر نوح ميفرمايد
إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
هود آيه 44 .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 82 ]
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً ( 82 )
و اما ديوار كه من برپا كردم ملك دو بچه يتيم در اين شهر بود و بود در زير ديوار گنجى براى آنها و بود پدر آنها بنده صالح پس اراده فرمود پروردگار تو اينكه بحدّ بلوغ و رشد برسند و بيرون آورند گنج خود را و اين رحمتى بود از جانب پروردگار تو و من نكردم اين عمل را براى خود و پيش خود اينست سرّ امورى كه شما بر او استطاعت و تحمل صبر نداشتيد و اما الجدار ديوارى كه نزديك بود منهدم شود و من او را برقرار كردم ديوار خانه بود .
فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ
پدر آنها برحمت الهى و اصل شده بود و از دنيا رفته بود و بر حسب ارث منتقل به اين دو طفل صغير شده بود و پدر آنها نظر به اينكه اينها صغير بودند ماليّه آنها را زير اين ديوار پنهان كرده بود
وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما
.
در خبر دارد لوحى بود از طلا و در آن لوح نوشته شده بود
عجبا لمن يؤمن