تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ
مدّثر آيه 41 .

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 53 ]

وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً ( 53 ) و ديدند مجرمين آتش را و فهميدند كه در آن واقع مىشوند و نمييابند از آن آتش صرف شدگان
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ
مراد از مجرمين كفار و مشركين و مخالفين و معاندين و ارباب ضلال است و در صحراى محشر جهنم ظاهر و بارز است در طرف چپ چنانچه ميفرمايد :
وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ
فجر آيه 23
وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ
شعراء آيه 91
فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها
مراد از ظن در اينجا علم و يقين است زيرا از براى ظن اطلاقاتيست من جمله علم و يقين پيدا كردند كه در نار واقع مىشوند و مواقع از باب افعال يعنى آنها را مىاندازند در جهنم
وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً
امورى كه موجب صرف آتش مىشود ايمان است و مغفرت و عفو الهى و شفاعت شفعاء و غير اهل ايمان قابليت هيچگونه مصرفى ندارند .

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 54 ]

وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً ( 54 ) و هر آينه بتحقيق ما صرف فرموديم در اين قرآن از هر مثلى براى انسان و هست انسان بيشتر چيزى در مجادله
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ
مثالهايى كه در قرآن زده شده تمام براى تنبّه و تذكر و پند بندگانست كه از مثل پى بممثّل ببرند چنانچه گفتند من دأب المحصلين اعطاء الحكم بالمثال و معناى مثال اينست كه يك امرى كه بر انسان مخفيست بيك امر واضح روشن بيان كنند كه جاى شبهه در آن نباشد مثلا احياء موتى بر بسيارى مخفى است و منكر هستند باحياء ميوه‌ها و اشجار و حبوب كه در هر سال مشاهد مىشود و قابل انكار نيست مثال مىزند ولى انسان خيره سر از اين مثالها متنبّه نمىشود و مجادله مىكند
وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا
مراد منكرين معاد و فضائل و شئونات و امتيازات هستند