جن و انس و شياطين و اصنام بوده بعلاوه بر فرض كه بودند به مقدار ذرّهء قدرت بر ايجاد آسمانها و زمين نداشتند و خداوند هم به مقدار خردلى به آنها احتياج نداشت
وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ
و همچنين در خلقت نفوس خود هم هيچگونه دخالتى نداشتند و اين جمله براى ردّ طبيعى كه گفتند طبيعت هر شيئى اقتضاء وجود دارد و موجودات بالطبيعه موجود ميشوند ، جواب نفس طبيعت را كى ايجاد فرمود ؟ خود طبيعت كه معدوم بود معدوم در ايجاد چه دخالتى دارد ؟ .
وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
مضلّين همان شياطين و ارباب ضلال از متكبّرين و رؤساء هستند و عضد بمعنى پشتبانى است يعنى خداوندى كه هيچگونه احتياجى بناصر و معين و هم دست ندارد چگونه مضلّين را كمك بر خود مىگيرد ( اشكال . اولا در قرآن ميفرمايد
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
محمّد آيهء 8 .
و ثانيا بالوجدان مشاهده مىكنيم كه در خلقت بسيارى از افراد جن و انس و حيوانات و نباتات اسبابى لازم است كه بدست بشر بسته مثل پدر و مادر و زارع و غارس و امثال اينها جواب مراد از نصرت الهى نصرت دين خدا و رسول خدا و خليفهء خدا است و اما اسباب معدّات هستند هيچگونه مدخليّت در خلقت ندارند افعال الهى دو قسم است بدون اسباب و با اسباب .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيه 52 ]
وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً ( 52 )
روزى كه ميفرمايد خداوند تبارك و تعالى بمشركين كه ندا كنيد شريكهايى كه از براى من قرار داده بوديد آنهايى كه گمان ميكرديد پس ندا مىكنند آنها را پس اجابت نمىكنند براى آنها و ما قرار داديم بين آنها فاصله و جدايى
وَ يَوْمَ يَقُولُ
.