صالح و طالح مطيع و عاصى هست و آيات شريفه بر اين ناطق است در سوره جنّ كه طايفه از جنّ شرفياب حضور پيغمبر شدند و كلماتى بسمع مباركش عرض كردند من جمله
وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ
آيه 11 و من جمله
وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ
آيه 4 .
و از قاسطون كفار آنها هستند . بقرينه آيه بعد
وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً
و شيطان و ذريه و قبيله او يكى از طوائف جن هستند و اكثريت دارند نسبت بساير طوائف (
مِنْ نارِ السَّمُومِ
) سموم به زبان فارسى شعله آتش است كه تعبير به الو ميكنند و در لغة ريح است كه از آتش برخاسته مىشود و چون ماده اصلي جنّ لطيف است و شعله آتش يك قسم از هواى لطيف است غير از خود آتش كه ماده او هيزم است كه ميفرمايد :
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ
يس آيه 80 .
[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 28 ]
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ( 28 )
اين آيه شريفه احتياج بترجمه و تفسير ندارد زيرا در سوره بقره آيه 28 و آيه 32 مفصلا و مبسوطا شرح كرديم احتياج بتكرار ندارد و معناى صلصال من حمأ مسنون را هم قبلا در دو آيه قبل بيان شده فقط در اينجا بيك تنبيه اشاره ميكنيم كه ذكر شيطان و تمرّد او در بسيارى از سور قرآن براى چند تذكر است .
يكى اينكه مؤمنين بدانند كه تمرّد از امر الهى چه عواقب وخيمه دارد مغرور باعمال صالحه و عبادات خود نشوند كه شيطان چندين هزار سال عبادت كرد براى يك تمرّد رانده درگاه شد .
ديگر آنكه عجب و كبر و حسد انسان را بچه عواقب وخيمه مياندازد ، ديگر اينكه متوجه باشند فريب اين دشمن بزرگ حيله باز را نخورند جايى كه مثل آدم و حوى را فريب دهد با ديگران چه مىكند ، ديگر آنكه وجود شيطان امتحان بزرگيست كه تابعين به آن يا مخالفين يا آن امتياز داده شوند ، چنان كه خودش گفت :