نزد سليمان حاضر كند و باد تخت سليمان را
غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
و طى الارض حضرت جواد از مدينه بخراسان و نزول ملائكه و حركت كره زمين و ساير كرات علويه و هزارها ديگر رفع اين استبعادات مىكند .
و اما مسئله خرق و التيام از موهومات هيئت قديم كه آسمانها را مثل طبقات پياز تصور كرده بودند و اما بنا بر هيئت جديد تمام اين كرات جويه در اين فضاى وسيع سير دارند و اما تنفس در هواى لطيف .
اولا ممكن است با هواى مجاور حركت كند .
و ثانيا قدرت الهى حفظ كند چنانچه در حق عيسى و ادريس اجراء فرموده و اما لغويت بسيار توهم فاسديست زيرا اولا در قرآن مجيد ميفرمايد در همين آيه
لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا
و در سوره و النجم مىفرمايد
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
و ثالثا نفهميدن حكمت دليل بر نداشتن نيست چنانچه بسيارى از افعال الهى حكمتش بر ما مخفى است ( مطلب سيم ) در اخبار وارده در معراج و آنها بر چهار قسم است .
قسمت اوّل فقط دلالت بر معراج جسمانى دارد و اين قسمت چون مطابق با نصوص قرآنى و ضرورت دينى است مجال انكار ندارد .
قسمت دوم اخباريست مشتمل بر اينكه كجا رفت و چه ديد و چه كرد و چه گفت و چه شنيد كه در بحار مجلد ششم صفحه 366 الى 399 ضبط فرموده و در برهان در ذيل اين آيه و در سوره و النجم نقل كرده و اخبار چون قطعى نيست نميتواند يقين پيدا كرد و چون بر خلاف عقل و شرع نيست انكار نميتوان كرد بلكه تصديق اجمالى لازم است .
قسمت سيم اخباريست كه ظاهرش مخالف موازين شرعيه و عقليه است لكن قابل تاويل هست اينها را بايد علم به آنها را محول بأئمه اطهار كرد و پيش خود نميتوان تأويل كرد .
قسمت چهارم اخباريست كه صريحا بر خلاف عقل و شرع است اينها را مجسمه