شدن فعل خداست و خداوند هم بمقتضاى حكمت و مصلحت به اندازه لزوم جارى ميفرمايد كه حجت تمام شود و دلالتش تام گردد .
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
مؤمن ميداند كه آنچه مشيّت حق تعلق ميگيرد تحقق پيدا مىكند و اگر تعلق نگيرد جنّ و انس جمع شوند قدرت بر ايجاد ندارند لذا ايكال امور را به او مىكند و هر چه او مىكند عين صلاح است
[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيه 12 ]
وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ( 12 )
و چه باعث مىشود از براى ما كه توكل نكنيم بر خداوند و حال آنكه هدايت فرمود ما را براههاى خودمان كه از چه طريق بايد مشى كنيم تا سعادت پيدا كنيم پس بر خداوند بايد توكّل كنند كسانى كه توكل ميكنند .
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ
اين كلام مؤمنين است كه بكفار ميگويند و ممكن است كلام رسل باشد بكفار بلكه شايد اظهر باشد كه وجهى ندارد و دليلى ندارد كه ما توكل نكنيم به خداوند با اينكه ميفرمايد
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
طلاق آيه 3 و مكرر اشاره شده كه مقام توكل از معرفت بتوحيد افعالى است .
وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا
از امور اعتقاديه و اخلاقيه و اعمال صالحه كه تمام طرق الى اللَّه است و اعطاء عقل و علم و قوى و ساير اسباب بما عنايت فرموده
وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا
هر چه شما ميتوانيد بما اذيت و آزار كنيد ما بوظيفه خود عمل ميكنيم و بر اذيتهاى شما صبر ميكنيم
( الصبر مفتاح الفرج )
صبر تلخ آمد و لكن عاقبت * ميوه شيرين دهد پر منفعت