[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيه 4 ]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 4 )
و نفرستاديم رسولى را مگر به زبان قوم خود تا اينكه بيان فرمايد براى آنها پس گمراه ميفرمايد خداوند هر كه را بخواهد و هدايت مينمايد هر كه را مشيتش تعلق بگيرد و او است عزيز حكيم .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
نظر به اينكه انبياء اولا مأمورند بدعوت قوم خود و پس از آن دعوت ساير ناس بمقتضاى لطف و حكمت بايد رسول بلسان و لغت قوم خود باشد كه احتياج بمترجم نداشته باشند و فرمايشات او را درك كنند و بفهمند سپس آنها بر ساير اقوام بيان كنند و بالاخص وجود مقدس حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چون قرآن اعظم معجزات او بود از حيث فصاحت و بلاغت و درك اين معنى جز عرب آن هم فصحاء و بلغاء حجاز كه افتخار ميكردند و قصائد خود را در كعبه قرار داده بودند كه سايرين مشاهده كنند بايد قرآن بلسان آنها باشد كه بفهمند از قدرت بشر خارج است چنانچه ميفرمايد
وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
شعراء آيه 197 ، نه عجم درك فصاحت و بلاغت آن را ميكرد و نه عرب ، و لو پيغمبر مبعوث بر تمام بود .
لِيُبَيِّنَ لَهُمْ
غرض از ارسال بلسان قوم اينست كه بيان فرمايد احكام و عقائد و اخلاق و مواعظ و نصايح و انذار و بشارت و قضاياى امم سابقه و انبياء سلف و غير اينها را تا حجت بر آنها تمامتر و راه عذر بر آنها بسته شود .
فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ
گفتيم اضلال خداوند اينست كه پس از آنكه اتمام حجت فرمود و مع ذلك بواسطه قساوت قلب و سياهى دل و حب شهوات و كبر و نخوت و عداوت و تقليد آباء و ساير موانع از قابليت هدايت افتادند خدا آنها را