قُلِ اللَّهُ
اگر آنها اقرار نميكنند شما بفرما به آنها كه خالق آسمانها و زمين اللَّه است و پس از آنكه نتوانند انكار كنند
قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ
استفهام انكارى است بفرما به آنها پس از اينكه خالق منحصر به او است پس چرا شما اتخاذ كردهايد از غير خدا اوليائى را مثل بتها و مثل ظلمه و ارباب حاجات كه اينها
لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا
اينها نسبت به خود قدرت بر ايصال نفعى و دفع ضررى ندارند چه رسد نسبت بشماها كه بشما نفعى رسانند يا دفع ضررى كنند .
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ
البته كور راه را گم مىكند و بسا در پرتگاهها ميافتد و تصادفاتى بر او پيش ميآيد و اما بصير در جاده مستقيم سير مىكند و به زودى به مقصد ميرسد و از تصادفات مصون ميگردد و كورى قلب هزار درجه بدتر از كورى سر است بخصوص هر شيّادى و دزدى و دشمنى او را براههايى بىراهه ميكشد چه شياطين جنّى و چه انسى و اما قلب بينا حق را مشاهده مىكند و رو بباطل نميرود .
أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ
ظلمت جهل و هواى نفس و حبّ دنيا و سياهى قلب و كثرت معاصى كجا مساويست با نور علم و ايمان و نور عقل كه تمام حقايق بتوسط آن مشاهده مىشود بالاخره سعادت منوط بنور ايمان و بينايى قلب است هر كدام نباشد شقاوت و هلاكت است .
أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ
آيا اينها براى خدا شريك قرار داده كه اينها هم چيزى را خلق كرده باشند مثل آنچه خدا خلق فرمود .
فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ
كه معلوم نباشد كه اين مخلوقات مخلوق كى هستند اينها كه قدرت بر خلق يك مورچه و پشه ندارند چنانچه ميفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً